سه شنبه بیست و نهم آبان ۱۴۰۳ - 11:21 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
عدالت و آزادی در نگاه مولا علی(ع)
پیروزی اخلاقی مهم بود، نه پیروزی سیاسی.
🔻امیرالمومنین به هیچ وجه در آزادی سیاسی کوتاه نیامد؛ به مردم گفت نمی خواهم برای این که شما را به بهشت ببرم، خودم را جهنمی کنم
📝#محمد_اسفندیاری
🏷امیرالمومنین در حکومتش از دو اصل به هیچ وجه کوتاه نیامد:
یکی عدالت اقتصادی
و دیگری آزادی.
عدالت اقتصادی به معنی بسیار پررنگش و آزادی سیاسی هم. امیرالمومنین در بیت المال مساوات را رعایت میکرد. بین عرب، عجم، غلام و آزاد فرقی نمیگذاشت، ولی دامنهاش خیلی گسترده تر بود. وقتی عمر خلیفه شد به افرادی که پیشگام بودند در اسلام، زودتر اسلام آورده بودند، جهاد کرده بودند، سهم بیشتری داد.
🏷وقتی امیرالمومنین به خلافت رسید گفت نه! هیچ. بین فردی که شمشیر زده و کسی که خانه اش خوابیده فرقی نیست. من بیت المال را بر اساس شکم مردم تقسیم می کنم، نه بر اساس ایمان مردم و انقلابی بودن آنها.
طلحه و زبیر از اصحاب پیامبر بودند و جهاد کرده بودند و ناراحت شدند. امیرالمومین به آنها گفت هر کاری کردید پاداشش در آن دنیاست. امیرالمومنین رانت نداد، امتیاز به هیچ کس نداد، با پول دهان کسی را نبست. برعکس معاویه که با پول می بست.
🏷امیرالمومنین به هیچ وجه در آزادی سیاسی کوتاه نیامد. طلحه و زبیر از امیرالمومنین مکدّر شدند. سیره پیامبر و امیرالمومنین این گونه بود که به هر کس که می دیدند تشنۀ قدرت است، مقام نمی دادند. به چه دلیل؟ چون کسی که قدرتطلب است وقتی به او مقام بدهید او از آن به بعد فقط به فکر مقام میشود، هدفش فقط مقام است. طلحه و زبیر بصره و کوفه را میخواستند. بعد از مدّتی آمدند پیش امیرالمومنین. اختلافی پیش آمده بود و گفتند ما میخواهیم به مکّه برویم. امیرالمومنین فرمود بفرمایید. گفتند میخواهیم برویم عمره انجام بدهیم. امیرالمومنین فرمود:
به خدا قسم قصد عمره ندارند، قصد خدعه دارند و میخواهند بروند و به جنگ ما بیایند.
و همین شد. از کوفه رفتند به مکّه و با عایشه همدست شدند و سپاهی گران علیه امیرالمومنین راه انداختند. اما امیرالمومنین آزادی آنها را سلب نکرد، نگفت ممنوع الخروجید!
🏷{امیرالمومنین} ایستاد و از آزادی دفاع کرد، ولو این که بیایند و با او بجنگند. حکومت پایهاش متزلزل می شود؟ خب بشود. اگر امیرالمومنین جلوی آنها را می گرفت الان ما اینجا نمینشستیم و بگوییم امیرالمومنین!ما اگر میگوییم امیرالمومنین به خاطر این است که اخلاق را در سیاست آورد. نمونه دیگر هم خوارج است. آنها خروج کرده بودند علیه امیرالمومنین. به مسجد میآمدند و به امیرالمومنین بد و بیراه میگفتند.
🏷امیرالمومنین نکتهای را در مورد نگاه مرد به زن گفت و یکی از خوارج که نشسته بود دید امیرالمومنین نکته قشنگی را فرمودند. خارجی گفت:
خدا بکشد این علی را! چقدر دانا است، چه چیزهایی میفهمد!
مردم رفتند به سوی این خارجی که او را بکشند. امیرالمومنین گفت:
نه نه! دست نگه دارید مردم! ولش کنید! به ما فحش داد جوابش فحش است که از ما دور باد. یا باید او را ببخشیم که سیره ما این جور است.
این سیره امیرالمومنین با خوارج بود. به آنها هم گفت:
تا وقتی دست به شمشیر نبردید ماه به ماه بیایید و حقوقتان را از بیت المال بگیرید. راحت هم می توانید به مسجد بیایید.
🏷مردم کوفه با امیرالمومنین راه نمی آمدند. در جنگ، صلح و ... امیرالمومنین می گفت چاره ای نیست، نمی شود مردم را سرکوب کرد. امیرالمومنین گفت:
مردم، میدانم چه میخواهید، شمشیر! ولی من این جوری نیستم که بخواهم شما را مطیع کنم، اما خودم را خراب کنم، برای این که شما را به بهشت ببرم، خودم را جهنّمی کنم. میدانم مردم ،میشود شما را به زور مطیع کرد.
امیرالمومنین شمشیر را داشت، اما شمشیر را غلاف کرده بود. شما را درست کنم و خودم فاسد بشوم، هرگز!
🏷امیرالمومنین به مردم میگوید:
من با شما مدارا میکنم و میدانم چطور شما را اصلاح کنم، اما نمیخواهم شما را اصلاح کنم با فاسد کردن خودم، یعنی با زور!
روی همین حساب، چون امیرالمومنین سیاستش اخلاقی بود، میگفتند امیرالمومنین سیاستمدار نیست! امیرالمومنین شکایت میکند و میگوید حتی قریش آمدند گفتند که انسان شجاعی هستی ولی جنگ و تاکتیکهای سیاسی را نمیدانی!
🏷علی اخلاق را حاکم بر سیاست کرد. امیرالمومنین میگوید:
قسم به خدا، معاویه از من زیرکتر و باهوشتر نیست، اما او پیمان شکنی میکند، تبهکاری میکند. اگر قرار بود پیمانشکنی اصل باشد من میتوانستم زیرکترین افراد باشم. امیرالمومنین اصلی را رعایت میکرد که خیلی از ما فراموش میکنیم. برای او پیروزی اخلاقی مهم بود، نه پیروزی سیاسی.
🌐https://t.me/majmaqomh