۱۱ نشانه زیر خط فهم
بر اساس محاسبه یک اقتصاددان در تهران خانوادههای دارای درآمد کمتر از 22 میلیون و 300هزار تومان زیر خطِّ فقرند. اما آیا جامعهشناسی هم پیدا میشود جرات کند، خطِّ فهم را تعیین کند و تعداد کسانی که زیرخطِّ فهم هستند را نیز اندازهگیری کند؟ براستی مشکل ما خطِّ فهم است یا خطِّ فقر؟
▪️میتوان 11 نشانه زیرخطِّ فهمبودن در نظر گرفت:
1_ وقتی من سوار ماشین ۱میلیاردی هستم اما ته مانده سیگارم را به بیرون پرت می کنم زیر خط فهمم.
2_ وقتی به راحتی و قبل از دست کم یک بار مقایسه بر اساس اعداد و ارقام خود را (ایرانیان) باهوش تر از تمام ملل می دانم زیر خط فهمم.
۳_ وقتی به فرزندم اجازه نمیدهم که باورهای مرا به چالش بکشد، زیر خطِّ فهمم.
۴_ وقتی زمانی که صرف دیدن «تکرار» سریالی که دیشب نگاه گردهام از زمانی که برای خواندن کتابهای عمیق و تحلیلهای کارشناسانه روزنامه میگذارم، بیشتر است، زیرخطِّ فهمم.
۵_وقتی حاضرم برای یک پیتزا به همراه نوشابه و سیب زمینی و سالادش ۸۰۰هزار تومان بدهم اما برای خرید یک کتاب ۲۰۰ هزارتومانی دل درد میگیرم، زیر خطِّ فهمم.
۶_ وقتی ارزش طلا، ساعت و لباسی که به همراه دارم بیشتر از مجموع قیمت کتاب هاییست که در ذهن دارم، زیر خطِّ فهمم.
۷_ وقتی معیشت دیگران برای من مهم نیست و بخشی از مالم را برای نجات زندگی همسایه، همشهری و هم سرزمینم اختصاص نمیدهم زیرخط فهمم.
۸_ وقتی تاریخ نمیخوانم یا نمیدانم و تاریخ را دوباره و بلکه چندباره تکرار میکنم، زیرخطِّ فهمم.
۹_ وقتی نیم ساعت دربارۀ نحوۀ لباس پوشیدن خواننده زن یک برنامه تلویزیونی گفتگو میکنم اما حاضر نیستم نیم ساعت خلوت و تفکُّر کنم زیر خطِّ فهمم.
۱۰_ وقتی پارتیبازی، رانتخواهی، کمکاری، کمفروشی، خیانت در امانت و رشوه را راه ثروتمند شدن میدانم و تلاش، کوشش، عرقریختن، شرافت، وجدان را به سخره میگیرم، زیرخط فهمم.
۱۱_ وقتی محاسبه عقلایی فایده-هزینه، برنامه ریزی و آیندهنگری را به هیچ میانگارم و «در لحظه» تصمیم میگیرم و بدون حساب و کتاب (عشقی-کشکی) عمل میکنم، زیر خط فهمم.
●● خلاصه کلام: از زیر خطِّ فهم بیرون بیاییم تا از زیر خط فقر بودن نجات پیدا کنیم!
▪️پی نوشت: در نشانهها، به کتاب اشاره شده، این بدان معنا نیست که کسانی که سواد ندارند زیر خط فهمند، چه بسا بی سوادهایی را دیدهام که بسیار فهیم تر از دیگران بودهاند. در مواردی که فرد سواد نوشتن و خواندن ندارد، کتاب و مطالعه را با گفتگوهای عمیق، بحثهای آزاد، پرس و جو ، گوشدادن به شبکههای فاخر جایگزین کند. دیدهام افرادی که سواد نداشتند اما به شیوههای فوقالذّکر به فهم رسیده بودند. مهم درک است نه مدرک. اصل بینش است و نه دانش.
دکتر مجتبی لشکربلوکی
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود