آنان که بیشتر میدانند،کمتر میگویند!
آلمانیها لطیفهای دارند با این مضمون که:
۳ پژوهشگر آمریکایی، انگلیسی و آلمانی برای تحقیق دربارهی فیل به هندوستان میروند...
محقق آمریکایی ۶ ماه بعد برمیگردد و کتابی جیبی در ۸۰ صفحه مینویسد که عنوانش این بود: «همهچیز درباره فیل».
پژوهشگر انگلیسی یک سال بعد برمیگردد و کتابی ۲۰۰صفحهای با مطالب باکیفیتتر و بهتری نسبت به قبلی مینویسد با عنوان: «فیلها را بهتر بشناسیم».
و اما استاد آلمانی...او ۴ سال دیگر هم در هند میماند و روی زندگی و رفتار فیلها به دقت کار میکند و وقتی به آلمان بازمیگردد کتابی دانشگاهی در ۱۰ جلد با عنوانی متواضعانه مینویسد: «مقدّمهای بر شناخت فیل».
اگر ملّیّت آن ۳ پژوهشگر را کنار بگذاریم متوجّه میشویم اصل ماجرا واقعاً همین است و آن کسانی که اطّلاعات کمتری دارند همیشه حکمهای آبکیتر ولی قاطعی میدهند ولی آنها که زیاد میخوانند و زیاد میدانند غالباً چنین قاطع قضاوت نمیکنند؛ زیرا آنان برخلاف گروه اول که میخ طویلهی خرشان را بر مرکز عالم کوبیدهاند و دیگران اگر شک دارند باید بروند عالم را متر کنند علم محدود خود را محور عالم تصور نمیکنند.
عبدالله مروارید، روانپزشک
@danaeeii
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود