چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۴ - 9:38 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
حکایتی جالب از صلابت امیرکبیر
سنگ، حکم امیر را شنید!
یکی از تجّار در راه قم مالش به سرقت رفت و برای دادخواهی به نزد امیر آمد.
امیر بر کاغذی نوشت: «مال این شخص باید پیدا شود، فوراً؛ و گرنه تا پنج فرسخ، دهات اطراف را میکوبم و حکّام را معزول میکنم و سکنه را جریمه سازم».
و آن را به شخص داد و گفت: بر سنگی در آن جاده بگذار، مالت را بر میگرداند.
تاجر آن را دیوانگی دانست، ولی اجابت کرد. اخبار در قم پیچید و همه بسیج شدند تا مال را یافتند و به زیر سنگ نهادند. امیر گفت:
اگر حاکم، باشد، سنگ هم حکم را میخواند!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود