دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۶ - 11:49 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
بزرگ ترین معشوق!
بشر حافی گوید :
از بازار بغداد می گذشتم . یکی را هزار تازیانه بزدند که آه نمی کرد . او را به زندان بردند . از پی وی برفتم ، پرسیدم:
این زخم بهر چه بود ؟
گفت : از بهر آن که شیفتۀ عشقم !
گفتم: چرا زاری نکردی تا تخفیف دهند ؟
گفت : #معشوقم به نظاره بود ! به مشاهدۀ معشوق چنان مستغرق بودم که پروای آزار بدن نداشتم .
گفتم : آن دم که به دیدار بزرگ ترین معشوق رسیده بودی ، چون بودی ؟
همان دم نعره ای زد و جان نثار این سخن کرد !
#كشف_الاسرار
@virachannel
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود