نبوغ شاه عباس در نبرد بزرگ ارومیه
شکست عثمانیان به دست ایرانیان ✅
در سال ۱۶۰۲ میلادی شاه عباس خود را آنقدر قوی دید که بتواند پنجه در پنجه قدرت اول نظامی دنیای قرن ۱۷ بیندازد. بنابراین به سمت مناطق اشغال شده از سوی عثمانی به راه افتاد و ظرف یک سال کلیه متصرفات آن کشور را باز پس گرفت. سپس قصد فتح بغداد کرد. سلطان احمد، فرمانروای جوان عثمانی و پسر سلطان محمد سوم که انتظار ضدحملههای سپاه صفوی را نداشت، تصمیم گرفت که به مانند اسلاف خود سپاهی عظیم به سمت ایران گسیل کند!
بنابراین در ۱۶۰۳ سپاه ۱۰۰هزار نفری عثمانی به فرماندهی جقال اوغلی به سمت تبریز به حرکت درآمد. نیروهای محلی از برابر ارتش عظیم عثمانی جا خالی کردند و گمان همه به این بود که کار سپاه صفوی تمام است. این در حالی بود که سپاه صفوی با جمعآوری نیروهای خود در حوالی دریاچه ارومیه، انتظار سردار عثمانی و سپاه بزرگش را میکشید.
سپاه صفوی دراین زمان حدود ۶۲ هزار نفر بود و توپخانه سپاه صفوی نیز کوچک تر از توپخانه سپاه عثمانی بود. بنابراین با تدبیر شاه عباس تقسیم سپاه به دو قسمت بود، ابتدا ۱۰هزار سوار از جان گذشته حمله را به سپاه عثمانی آغاز کردند (شاه عباس ۵۰هزار پیاده خود را از چشم فرماندهان عثمانی مخفی کرد) عثمانیها به گمان آن که با توپخانه قادر به دفع حمله سواران هستند، نظم پیادهنظام خود را برهم زده و سواران سپاه صفوی را نشانه رفتند؛ اما سرعت سواران سپاه صفوی دراین زمان جای خود را به مانوری بی نظیر داد. یعنی سواران به جای حرکت مستقیم به سمت توپخانه و پیادهنظام در عرض سپاه عثمانی حرکت کردند و بدون توجه به آتش سنگین توپ های عثمانی خود را به عقب سپاه عثمانی رساندند. جقال اوغلی به گمان آن که ۱۰هزار سوار اکنون کاملاً در محاصره خواهند بود، با پیادهنظام راه برگشت سواران سپاه صفوی را بست و با تغییر جهت توپ ها سعی در نابودی آن ها کرد. غافل از این که ۵۰ هزار سرباز سپاه صفوی با سرعت خود را به جلوی سپاه عثمانی رساندند و ناگهان نبرد به درجهای شدت گرفت که کار از دست فرماندهان سپاه عثمانی خارج شد . همزمان با شدت گرفتن نبرد پیادهنظام، سواران سپاه صفوی که اکنون از کمند توپ و پیادهنظام عثمانی خارج شده بودند، با برگشت به سمت سپاه عثمانی، حیدر حیدر گویان قتلعام هولناکی را آغاز کردند. توپخانه عثمانی نیز قادر به عمل نبود چرا که ۲ سپاه درهم آمیخته بودند. تا پایان روز ۲۰ هزار سرباز سپاه عثمانی کشته شدند و سپاه متلاشی شده عثمانی فرار کرده و منطقه را به سمت غرب ترک کرد.
شکست سپاه عثمانی در نبرد ارومیه سبب تصرف مجدد آذربایجان، کردستان، بغداد، موصل، دیار بکر، گنجه، تفلیس و باکو شد و عثمانیان کلیه متصرفات خود در ۳ دهه اخیر را به سپاه صفوی بازگرداندند.
بى ترديد اگر در قرون شانزده و هفده شاهان پرقدرت صفويه در ايران حاكم نبودند، ايران نيز جزو ايالات چهل و چندم عثمانى مى شد، اما ضربات خردكننده ارتش شاه عباس و شجاعت سواران و تفنگ چيان ماهر ارتش ایران، بازوان متجاوز عثمانى را از كار انداخت و اين ارتش جهنمى را مجبور كرد كه به سرزمين خود قانع بماند.
همچنین آن كه در نبردهاى اروميه و بغداد، حداقل يك سوم نيروهاى امپراتورى مخوف عثمانی را هدر داد و توان اين كشور را براى ادامه تجاوزاتش به اروپا تحليل برد.
تاريخ دوباره تكرار شد و ايران به مانند ۱۷۰۰ سال قبل مجدداً شمشيرهای قدرتى مخوف در جنوب اروپا را كُند كرد و به سربازانی که یادآور لژيونرهاى رومى بودند، ضرب شستِ شمشير ايران و ايرانيان را چشاند.
https://telegram.me/joinchat/AAAAAD7jR1fYzLDlmh0d9Q
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود