پنجشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۹ - 9:5 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
اختلاس و آلوچه!
روزی یک دزد با یک نابینا یک کاسه آلوچه خریدند و با هم قرار گذاشتند دو تا دو تا بخورند تا تموم بشه.
وسط کار نابینا مچ دزد رو گرفت و به او گفت: مردک، تو چرا مشت مشت می خوری؟
دزد گفت: تو که کوری از کجا متوجه شدی که من مشت مشت می خورم؟
نابینا میگه: از آنجا که من چهار تا چهار تا می خورم و تو صدات در نمیاد!
اندرحکایت ایران عزیزماست!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود