چاپلوسی شاهانه!
️ روزی ناصرالدین قاجار و همرامانش رفتند به باغ دوشان تپه. نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد. فوری کاغذ و قلم برداشت و شروع به نقاشی آن گل نمود. تمام که شد، آن را به درباریان نشان داد و پرسید: چطور است؟
⭕️ مستوفی الممالک پاسخ داد: “قربان خیلی خوب است”.
اقبال الدّوله گفت: “قربان حقیقتا عالی است”.
و اعتمادالسّلطنه نیز عرض کرد: “قربان نظیر ندارد”.
و بعد یکی دیگر گفت: “این نقّاشی حتّی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است”.
نوبت به ضیاءالدّوله که رسید گفت: “حتّی عطر و بوی نقّاشی قبلۀ عالم از عطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناک تر است”!
همه حضار خندیدند.
⭕️ بعد از آن که خلوت شد ،شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت:
وضع امروز را دیدی؟من باید با این بی ناموس ها مملکت را اداره کنم!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود