اصلاح طلبان و چرخه جمشید، خَمشید، گُمشید
می گویند در گذشته سلطانی بود که سه پسر داشت به نام های جمشید، خَمشید و گُمشید.
یک روز که با پسران خود کار داشت بالای کاخ آمد و با صدای بلند فریاد زد: جمشید.
در این لحظه نگهبانان و خدام با این تصور که سلطان با آن ها کار دارد همه جمع شدند.
آنگاه فرزند دوم خود را صدا زد و گفت: خَمشید.
این بار نیز همه کسانی که جمع شده بودند خم شدند تا فرمان شاه را اطاعت کرده باشند. وقتی سلطان بانگ برآورد و پسر سوم خود گُمشید را صدا زد، همه این کسان متفرق شدند و پی کار خود رفتند.
***************
رابطه اصلاح طلبان و جمهوری اسلامی نیز به نوعی در سیکل جمشید، خمشید و گمشید قرار دارد. هر زمان جمهوری اسلامی بی تدبیری را به اوج می رساند و جامعه دچار التهاب میشود و در عرصه بین المللی در انزوا قرار میگیرد این نوکران با فرمان جمشید به بارگاه فراخوانده میشوند. تنور انتخابات را گرم میکنند ،مردم را با وعده های سر خرمن فریب می دهند. سپس در وضعیت خمشید قرار می گیرند. برخی سمت های انتخابی و انتصابی را عهده دار میشوند و التهاب درونی و خشم مردم را مدیریت می کنند و در عرصه بین المللی هم چهره ای روشنفکرانه و مقبول از نظام ارائه میکنند.
اوضاع که عادی تر شد ناگهان در وضعیت گُمشید قرار می گیرند. سران آن ها بازداشت یا حصر خانگی میشوند. صلاحیت آن ها در هیچ انتخاباتی تایید نمیشود. و از حاکمیت رانده می شوند. باید منتظر بمانند تا دوباره مشنگ ها با بی تدبیری و ندانم کاری کشور را دچار بحران داخلی و بین المللی کنند و آن ها این فرصت را پیدا کنند تا از وضعیت گُمشید به جمشید برگردند. به نظر میرسد زمان آن رسیده است و از حضور کرباسچی در صدا و سیما و مصاحبه های اخیر بهزاد نبوی و حسین مرعشی میتوان آن را حدس زد. البته دیگر به نظر نمی رسد این گروه بتواند با دعوت خاتمی و ظریف مردم را به صحنه آورند. چون آن پایگاه اجتماعی گذشته را ندارند ولی بدون تردید شانس خود را امتحان خواهند کرد.
✍️دکتر محمد باقر باقری
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود