طویله خود
انور السادات از وزیر کشاورزی پرسید:
چه خبر از مزرعه پرورش گوساله که به من وعده داده بودی؟؟؟
آقای مرعی جواب داد: آماده افتتاح است رئیس...
سادات گفت : خیلی خوب فردا 10 صبح می آیم افتتاحش کنم...
طبعا زمینی برای برای این منظور وجود نداشت ،خلاصه مرعی به شهر فیوم رفت و مزرعه ای با گوساله هایش آماده کرد و روز بعد سادات برای افتتاح رفت و دید عجب مزرعه ی فرحبخش و آبادی است. زیارت به پایان رسید . سادات آقای مرعی را به گوشه ای برد و پرسید: هر گاومیش را چند اجاره کردی ؟؟
آقای مرعی از سوال جا خورد و جواب داد: 10 لیره آقای رئیس..
سادات گفت: 10 لیره برای 12ساعت اجاره زیاد نیست؟!!!
آقای مرعی شوکه شد و پرسید:
کی به شما گفته که گاومیش ها را اجاره کردم؟؟
سادات گفت:آقا جان من فرزند صعید(استان صعید که فیوم از شهرستان های آن است) هستم ؛ وقتی وارد اصطبل وگاومیش ها را دیدم دیدم آن ها هیجان زده هستند و آرام و قرار ندارند و این وقتی اتفاق می افتد که گاومیش در اصطبل اصلی خودش نباشد...!!
نتیجه:
اگر بر مسئولی وارد شدید و دیدی هیجان زده و در حال شاخ و شانه کشیدن و شاخ زدن است بدان که این مسئول در طویله خودش نیست و به خاطر این که کاری را پیش ببرد آنجا قرار گرفته
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود