لطیفه های ملس!!
میگن بهشت زیر پای مادران است ...
امروز گوشیم رفت بهشت
************
دختره به پسره میگه اگه می خوای باهات باشم باید خرجم کنی. 😏
الان يك ماهه پسره رفته روستا خر جمع کنه...
🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴🐴
شمام اگه خر اضافه دارین بدین ثواب داره....
نخند خر جم کن براش *
*****************
یبارم رفتم بابام رو محکم بغل کردم و گفتم جهان به شوق خنده ی تو زیباست،
گفت باشه ولی دستتو از تو جیب پشتیم دربیار، پولامو میذارم تو جیب پیرهنم.
**************
به یه شماره ناشناس پیام دادم گفتم چطوری گوساله
الان چند ماهه پیام میده تو کی هستی منو از کجا می شناسی
***************
بچه که بودم از تاریکی می ترسیدم...
الان که قبض برق میاد، از روشنایی می ترسم 😐😢
اینو از گروه باباها دزدیدم، داشتن درد و دل میکردن
**************
یادش بخیرشما يادتون نمياد..
با 25 تومن می رفتیم مغازه با چهارتا پفک و شیش تا یخمک دوتا لواشک ویه بستنی حصیری میومدیم بیرون !
.
الان دیگه نمیشه ...
نامردا همه جا دوربین گذاشتن..
****************
مشکل اینجاست که وقتی میگه سایپا مطمئن، ما نمیپرسیم سایپا از چی مطمئن؟
شاید از رفتن ما به اون دنیا مطمئنه!
*****************
ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺧﺮﯾﺪﻡ ﺭﻭﺵ ﻧﻮﺷﺘﻪ:
ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﯾﺨﺘﻪ
بماﻟﯿﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ با ﺁﺏ بشورید 😐
ﻣﻦ می خوﺍﺳﺘﻢ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺩﻫﻨﻢ ﻗﺮﻗﺮﻩ ﮐﻨﻢ .ﺧﺪﺍ ﺧﯿﺮﺵ ﺑﺪﻩ ﺁﮔﺎﻫﻢ ﮐﺮﺩ
**************
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود