یکشنبه چهارم دی ۱۴۰۱ - 18:45 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
طرف اومد تو مغازه گفت "آقا ببخشید سس چِکاب دارین؟"
یه مشتری دیگه با اعتماد به نفس و خیلی جدی گفت "چِکاب نه، چَکاپ" .
*****************
بابام نشست یهو خیلی جدی از ننه ام پرسید سوزنت کجاست؟
مادرم گفت تو قوطی نخ و سوزنا بغل چرخ خیاطی
بابام دستشو کرد کف پاش سوزنو کشید بیرون گفت نخیر کف پای منه.
****************
این ترم از واحدام خیلی راضیم، احتمالا ترم بعد هم همینا رو بردارم
**************
یه بار رفتم آتلیه🎞 گفتم داداش یه عکس📸 جذاب بگیر میخوام بزارم پروفایلم😏✌️
گفت تیشرتتو👚 از تو شلوارت👖 در بیار چشم
**************
تنها جایی که توی زندگیم هیچ وقت دست خالی ازش برنگشتم
دماغم بود..
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود