#طنزسیاهنمایی 514
کنتور با تراکتور چه شباهتی دارد؟!
گفت: آقای رئیسی زمانی رفتند قزوین و در دیدار و نشست با نخبگان و اقشار مختلف مردم قزوین در آمفیتئاتر دانشگاه بینالمللی قزوین گفتند:
«باید به وضعیت کارخانه ی تراکتورسازی قزوین سریعاً رسیدگی کنید و به من گزارش بدهید.»
وقتی به تهران برگشتند، صبح روز بعد در دفتر تهران داشته اند سفر و دستورهای پیگیری رییس جمهور به قزوین را بررسی می کردند، متوجه شدند که قزوین اصلا کارخانۀ تراکتورسازی ندارد!
گفتم:احتمالاً منظور ایشان کارخانۀ کنتورسازی قزوین بوده.حالا سوال تو چیست؟
گفت:سوال من این است که در همان نشست و حضور مسئولان چرا همه این را شنیدند و لب فروبستند؟ آیا همه گوش دادند سر تایید فرودآوردند؟ چرا یک نفر این اشتباه لفظی را تذکُّر نداد؟
گفتم:بله،جای شگفتی است!چرا باید روز بعد در تهران این اشتباه را تصحیح کنند؟
گفت: به نظر من علّت سکوت جمع این بوده که می پنداشته اند تذکُّر این اشتباه باعث دلخوری و ناراحتی آقای رئیسی می شود!هر یک پیش خود می گویند چرا من؟ چرا دیگری نمی گوید؟
می گویند رئيس يكي ازبخش هاي یک اداره كل ، طبق معمول ، يك روز صبح همكاران و كاركنان تحت مسئوليتش را جمع كرد و براي آن ها لطيفه اي تعريف كرد و طبق معمول ، همه همكاران از خنده ريسه رفتند . اما يكي از كارمندان به لطيفه رئيس نخنديد . رئيس با تعجب و ناراحتي پرسيد : مگر لطيفه ام خنده نداشت ؟
كارمند پاسخ داد : موضوع اين نيست قربان . نامه انتقالي من امروز مي آيد و از فردا ديگر كارمند قسمت شما نخواهم بود!
گفتم: باز هم #سیاهنمایی کردی؟
شفیعی مطهر
لینک کوتاه :
https://www.eqtesaddan.ir/?p=121223
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود