پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۲ - 16:26 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
من مِگر نوكِر بادنجونم؟
اين داستان را به ناصرالدين شاه نسبت مي دهند كه روزي از بادنجان و خواص آن تعريف مي كند و يكي از درباريان تاييد مي كند .
چندي بعد در نتيجه پر خوري و ناراحتي از بادنجان به مذمت مي پردازد. همان شخص سخن او را تاييد مي كند و در مضرت بادنجان داد سخن مي دهد. شاه كه از اين همه مزاجگويي ناراحت مي شود از او مي پرسد:
آن روز تعريف مي كردم تو هم تاييد مي كردي و امروز هم مذمت مي كني. از خودت عقيده اي نداري؟
مي گويد:” من نوكر قبله عالمم نه نوكر بادنجان“ اگر بفرمايند خوب است كه حتماً خوب است و اگر بفرمايند بد است براي من هم بد است.
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود