لطیفه های پگاهی
رفتیم آسایشگاه سالمندان که شاد شون کنیم، شروع کردیم حرکات عجیب و غریب درآوردن. هیچکدوم نخندیدن.
فرداش مسئولش زنگ زد تشکر کرد و گفت:
خیلی روحیه گرفتن، شما که رفتید همه گفتن خدا رو شکر مثل اینا نیستیم !
---------------------------
کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود، ثروتمند مغروری به او رسید و با تکبر گفت:
بکار، که از تو کاشتن است و از ما خوردن!
کشاورز نگاه معنا داری ب او انداخت و گفت:
دارم یونجه میکارم! آقا الاغه!!!
---------------------------
اگه نیوتون عرب بود
سیبی که افتاد رو میخورد و میگفت:
"هذا من فضل ربی"😐😄
دیگه ماهم اینقدر سر فیزیک اذیت نمیشدیم😂😂😂😂😂😂
😁😂*******************
توی حموم داشتم با صدای بلند می خوندم : عمر کمه صفا کن ، گذشته رو رها کن
یه دفه فشار آب کم شد ، گفتم الان من چیکار کنم:
داداشم داد زد و گفت : اگه نباشه دریا ، به قطره اکتفا کن 🤣😂
**********************
📌
رفتم بانک رو دسته صندلی نوشته بود
وقتی زلزله اومد پشت صندلی رو نگاه کنید. . .
پشت صندلی رو نگاه کردم نوشته بود: الان نه! خره! وقتی زلزله اومد!
كلا هشتاد میلیون دلقک دور هم شدیم داریم زندگی می کنیم 😂😂😂
***********************
پدر ایرانی چیست؟!
شخصی که تا پایان اخبار را با جون و دل گوش میکنه و آخرش میگه
غلط کردین... همش دروغه...با این مملکت داریتون
یکی نیست به ما یه چایی بده ؟😐
😁😁
**********************
مؤمنی را ندا آمد:
آرزویی کن!
گفت: اقیانوس آرام را آسفالت میخواهم! ندا آمد:سخت است،آرزوی دیگری کن!
گفت: قدرتی می خواهم تا زنان را بشناسم !
ندا آمد: اقیانوس آرام را دو بانده می خواهی یا چهار بانده...!؟😂😂
***************
یه بار بابام کنتور برقو دستکاری کرد!!!
روزی ١٣٠٠ تومن اداره برق باید به ما پول می داد
***************
توی حموم داشتم با صدای بلند می خوندم : عمر کمه صفا کن ، گذشته رو رها کن.
یه دفه فشار آب کم شد ، گفتم الان من چیکار کنم:
داداشم داد زد و گفت : اگه نباشه دریا ، به قطره اکتفا کن !
------------------------------
اﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺑﻮﺩﻡ .ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﻣﻌﻠّﻤﻤﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻣﻮﺭﺩﯼ ﺭﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ می دﺍﺩ. ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ :
ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ ﭼﺮﺍ؟؟
ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ :ﻣﺎ ﺑﮕﯿﻢ ...!!!
ﮔﻔﺖ :ﺑﮕﻮ..
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ :ﭼﺮﺭﺭﺭﺭﺭﺍ؟
ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺘﮑﻢ ﺯﺩ! هنوزم نمی دونم چرا!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود