قاضی زرنگ و دزد زرنگتر!!
یک وکیل برای دفاع از مردی که متّهم به سرقت بود،دفاعیۀ جالبی کرد.
او گفت:موکّل من فقط یک دست خود را داخل پنجره خانهای کرده وچند اشیای
بیارزش برداشته!عدالت نیست که او به زندان برود!
دست او که خود او نیست، پس چرا برای مجازات یک عضو بدن، همۀ اعضای بدن باید
مجازات شود؟!!!
قاضی که بسیار مجرّب و کار کشته بود، درجواب وکیل سرش را به روی کاغذ برد
و حکمی نوشت و بهدست وکیل داد و گفت:
بیان خوب و درستی بود! من هم با شما موافقم! پس من هم یک دست او را به یک
سال حبس محکوم کردم!حال خود او میخواهد با دستش برود زندان یا بدون دستش؟!!!
در این لحظه متّهم دست مصنوعی خود را به زمین گذاشت و رفت!!!!🤪
قاضی فریاد زد و گفت:فقط بگو بچّۀ کجایی ؟!!!
*متّهم گفت:
بچّۀ شابدوالعظیم(شهرری)!!
*قاضی گفت:
برو ولی اگه مسیرت این طرفا افتاد ،کمی آبنبات قیچی و کباب و ریحان برامون بیار..!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود