جوکهای غضنفر و سوتیهای ایرانی!
یه خانومی واسه تولد شوهرش پیشنهاد داد که برن یه رستوران خیلی شیک ...
وقتی رسیدن به رستوران , دربون رستوران گفت: سلام بهروز خان ... حالتون چطوره ؟؟؟
زنه یه کم غافلگیر شد و به شوهره گفت : بهروز , تو قبلا اینجا بودی ؟؟
شوهر: نه بابا ،این یارو رو توی باشگاه دیده بودم ...
وقتی نشستن , گارسون اومد و گفت : همون همیشگی رو بیارم ؟؟؟
زنه یه مقدار ناراحت شد و گفت : این از کجا میدونه تو چی میخوری ؟؟؟
شوهر : اینم توی همون باشگاه بود یه بار وقت خوردن غذا منو دید ...
خواننده رستوران از پشت بلندگو گفت : سلام بهروز جان... آهنگ مورد علاقتو میخونم برات...
زنه دیگه عصبانی شد و کیفشو برداشت از رستوران اومد بیرون.
شوهره دوید دنبالش . زنه بغل رستوران سوار یه تاکسی تلفنی شد ....
بهروز پرید جلوی بستهشدن در تاکسی رو گرفت و خواست توضیح بده که حتما اشتباهی پیش اومده و منو با یکی دیگه اشتباهی گرفتن ....
زنه سرش داد زد و انواع فحشا رو بهش داد ...
یهو راننده آژانسه برگشت گفت : بهروز اینی که امشب بلند کردی خیلی بی ادبه ها ....
*******************
به غضنفر ميگن: اين درسته كه ميگن شما موقع حرفزدن همه رو فحش ميدين؟؟؟
ميگه: گُه خورده كي ميگه؟......
****************
غضنفر به البرادعي رئيس اژانس انرژي هستهاي ميگه:
تو واقعا دكتر هستي؟
اونم با افتخار مي گه:بله من دكتر هستم.
غضنفر ميگه:خوب بدبخت پس چرا تو آژانس كار ميكني؟
***********************
غضنفر قاضي ميشه، يکي ميره پيشش بهش ميگه من از همسايه ام شکايت دارم به من ميگه هیچ غلطی نمیتونی بکنی .
ميگه غلط کرده ! به اون چه ربطي داره؟ برو هر غلطی میخوای بکن!
************************
به غضنفر ميگن :خسته نباشي. ميگه: اگه باشم ، چه غلطي ميکني ؟!
********************
غضنفر مادرزنش را ميبره دکتر. ميگه: آقای دکتر ، سم خورده مسموم شده.
دکتره ميگه: چرا بدنش کبوده ؟
ميگه: آخه به زبون خوش که نميخورد !
*****************
غضنفر ميخواسته بچه اش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟
ميگه: 16 سال !
ميگه : خاک بر سرت! الان هم سن و سالات 30 سالشونه !
*****************
غضنفر داشته یكی رو بدجور میزده و هی داد میزده: كمك كمك!
بهش میگن: بابا تو كه داری اینو می زنی، چرا كمك میخوای؟
میگه: آخه گفت اگه بلند شم لهت می كنم !
*****************
غضنفر میره جوراب فروشی. میگه: جوراب می خوام .
فروشنده میگه :مردونه؟
غضنفر دست میده میگه مردونه !
****************
غضنفر ميره جبهه فرداش بر ميگرده ..
ميگن: پس چرا برگشتي؟
ميگه :پدرسوختهها به قصد کشت میزدن !
***************
غضنفر داشت گريه مي کرد. باباش پرسيد چي شده؟
گفت: عاشق شدم!
باباش گفت حالا عاشق کي هستي؟
گفت: هر کسي که شما صلاح بدوني!
****************
به غضنفر مي گن بيا اينجا به انگليسي چي مي شه ؟
ميگه : کام هير.
ميگن حالا برو اونجا به انگليسي چي ميشه ؟
طفلک بلد نبوده ؛ ميگه: ميرم اونجا ميگم کام هير!
****************
از غضنفر ميپرسن ساعت چنده ،
نمیدونسته ؛ يه کم اينور اونورو نگاه ميکنه ميگه بدو بدو ديرت شده!
*******************
به غضنفر میگن تو که روزه نمیگیری، چرا سحری میخوری؟
میگه نماز که نخونم،... روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟...
*****************
غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشكل زبان نداشتی؟
میگه: من نه،
ولی ژاپنیها چرا!
*******************
به غضنفر میگن میزان تحصیلات؟
میگه . PHD میگن یعنی چی؟ میگه:
Passed Highschool with Difficulties...
******************
غضنفر با كُت و زیرشلواری تو خونشون نشسته بوده.
ازش میپرسند: واسه چی تو خونه كت پوشیدی؟
میگه: آخه شاید مهمون بیاد!
میپرسن: پس چرا دیگه زیرشلواری پوشیدی؟!
میگه: خوب شاید هم نیاد.
*******************
غضنفر به نامزدش مي گه 4شنبه به 4شنبه ديره كه همديگر رو ببينيم،
بيا 2شنبه به 2شنبه همديگر رو ببينيم.
*****************
به غضنفر میگن: اگه حالت تهوع, بهت دست بده چکار میکنی؟
میگه: منم بهش دست میدم...!
******************
برای حسن ختام هم چند تا عکس بامزه از سوتی های ایرانی می بینیم :











این یکی هم جزو عکسهای سوتی بود ولی خدایی دمش گرم :

گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود