پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲ - 16:29 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
اول اختلاس، بعد نماز و نذری و توبه!
یه بنده خدایی تعریف می ڪرد :
بچه ڪه بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا ڪردم :
"خدایا یه دوچرخه به من بده"!
ریش سفید محل شنید، گفت:
بچّهجان، خدا ڪه ڪارش دوچرخه دادن نیست، ڪار خدا لطف به بندگانشه، خصوصا بخشش گناهاشون، نه دوچرخه دادن.
صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا ڪردم که:
خدایا منو بابت تمام گناهانم ببخش.
ریش سفید شنید و گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست.
از آن روز دیگه من راهمو پیدا ڪردم. الان هم یه گوشه مملڪت دارم خدمت میڪنم، اول اختلاس میڪنم و بعد نماز و نذری و توبه!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود