پنجشنبه دوم آذر ۱۴۰۲ - 9:9 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
حقُّالزّحمۀ روضهخوان!
میگویند یک روحانی بنا به دعوت یکی از شهرستانها برای سخنرانی در ماه محرّم
عازم آن شهر بود. موقع حرکت از حوزۀ علمیّۀ قم استادش به او گفت:
مبادا از مردم تقاضای پول و دستمزد بکنی!
روحانی به آن شهر رفت و چندین روز روضه خواند، ولی هیچ کس ریالی پول به او نداد.
وقتی عرصه به او تنگ شد، روزی در آخر سخنرانی خطاب به مردم گفت:
استادم مرا از مطالبۀ پول از شما منع کرده، ولی آیا شما را نیز از پولدادن به من
منع کردهاست؟!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود