تا توانی دلی به دست آور
✨#حکایت
آوردهاند که کودک فقیری ظرفی در دست داشت، و از این مغازه به اون مغازه دنبال کمی روغن میگشت.چون پولی نداشت کسی به او روغن نمی داد.
رفت تا به در مغازهای دیگر رسید. صاحب مغازه ظرفش را برداشت و کمی از تفالهٔ گاو درون آن ریخت و ظرف رابه کودک داد ولی آن کودک چیزی نگفت ظرف را برداشت و رفت و آن تفالهٔ درون آن را برای مدتی در خانه نگهداری کرد.
روزی ازجلو همان مغازه میگذشت که صاحب مغازه آه وناله میکرد که دندان درد دارم کودک جلو رفت و گفت داروی آن پیش من است.
رفت و مقداری ازخشک شده همان تفاله را لای کاغذی پیچید و به مغازه دار گفت آن را بر دندانت بگذار. مغازه دار هم آن رابرداشت و بردندانش گذاشت. بعد از کودک سوال کرد این چه دارویی بود که به من دادی؟
کودک گفت: این باقیماندۀ همان روغن(تفالهٔ گاوی)است که به من دادی!!
تا توانی دلی به دست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
شیخ هم دراین مورد فرمود: بزرگی به عقل است نه به سن وقد..
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود