چهارشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۳ - 11:19 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
همه قلّابیاند!
فردی به دکتر مراجعه کرده بود، در حین معاینه یک نفر بازرس از راه می رسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکیاش را ارائه دهد.
دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میزاره و میگه:
من دکتر واقعی نیستم، شما این پول رو بگیر بی خیال شو.
بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه… مریض یقه ی بازرس رو می گیره و اعتراض میکنه.
بازرس میگه: منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخّاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلّابی شکایت کنی.
مریض لبخند تلخی می زنه و میگه:
اتّفاقا من هم مریض نیستم، اومدم که چند روز استراحت استعلاجی بگیرم برای مرخّصی محل کارم !
آیا این داستانی آشنا نیست که روزانه در اطراف خود شاهدیم!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود