معلّمبودن یعنی این...
🍓 در یکی از روستاهای کوهستانی "دیاربکر" ترکیه، آموزگار دبستانی بهنام احمد در
درس ریاضی به شاگردانش میگوید که اگر در یک کاسه ۱۰ عدد توت فرنگی باشد،
در ۵ کاسه چند عدد توت فرنگی داریم؟
دانش آموزان: آقا اجازه، توت فرنگی چیست؟
معلم: شما نمیدانید توت فرنگی چیست؟
دانش آموزان: ما تابهحال توت فرنگی ندیدهایم.
معلم فکری به نظرش میرسد، مقداری از خاک آن روستا را به یک مؤسسه کشت و صنعت
در شهر "بورسا" فرستاده و از آنها میپرسد که آیا این خاک برای کشت توت فرنگی مناسب
است یا نه؟
آن مؤسسه پاسخ میدهد که این خاک و آب و هوای دیاربکر برای کشت توت فرنگی مناسب
بوده و همچنین مقداری بوتۀ توت فرنگی و دستورالعمل کاشت و داشت محصول را برای وی
میفرستد.
معلم بچهها را به حیاط مدرسه برده و طرز کاشتن بوتههای توت فرنگی را به دانش آموزان یاد
میدهد و به آنها میگوید که امسال از شما امتحان ریاضی نخواهم گرفت.
بهجای آن به هر کدام از شما چهار بوتۀ توت فرنگی میدهم که آنها را به خانه برده و کاشت
آنها را همان طوری که یاد گرفتهاید، به پدر و مادرتان یاد بدهید.
وقتی که توت فرنگیها رسیدند آنها را توی بشقاب گذاشته و به مدرسه میآورید.
برای هر ۱۰ عدد توت فرنگی یک نمره خواهید گرفت.
وقتی میوه ها رسیدند، بچهها آنها را در بشقابی گذاشته و به مدرسه آوردند.
معلم میپرسد که مزهشان چطور بود؟
بچه ها میگویند که چون پای نمره در میان بود، اصلا از آنها نخوردهایم.
معلم میخندد و میگوید همۀ شما نمره کامل را میگیرید، میتوانید بخورید.
بچه ها با ولعی شیرین توت فرنگیها را میخورند.
بعد از دو سال از آن ماجرا، مردم آن روستایی که تا به آن زمان توت فرنگی ندیده بودند،
در بازارهای محلّیشان، توت فرنگی میفروشند.
معلّمبودن یعنی این...
فقط روی تخته سیاه آموزش ضرب و تقسیم نیست.
معلم بودن شاید از خود اثری برجا گذاشتن باشد.
پس بیاییم در زندگی اثری از خود بجا بگذاریم.
بیایم زندگی مردم را به سمت شادی تغییر دهیم.
کاری کنیم بعد از مرگمان ما را بهخاطر بیاورند...
📚دنیای کتاب📚
https://chat.whatsapp.com/D6qN3gxT3Po30W4QtXEnpP
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود