شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۳ - 10:53 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
خوب شد که مُرد!
#داستان_كوتاه
جوجههایش گرسنه بودند ...
طوفان همه ماهیها را به اعماق دریا کشانده بود.
مرغ دریایی هر روز تکّهای از گوشت زیر بال خود را با منقار میکَند و پنهانی به جوجههایش میداد
تا آنها را از مرگ حتمی نجات دهد.
روزها گذشت و جوجهها هر روز بزرگتر و قویتر میشدند و مادر نحیفتر.
بالاخره مادر در یک روز سرد زمستانی مُرد!
جوجهها با دیدن لاشۀ مادرشان گفتند:
خوب شد که مُرد!
خسته شدیم ازین غذای تکراری!
حکایت تلخ روزگار ما...
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود