جوکهای حیفنونی!!
یکی خواب میبینه ماکارونی میخوره. صبح که بیدار میشه میبینه کش شلوارش نیست!
******************
ترکه سفره دلشو واسه دوستش باز میکنه، توش پر از نون بربری بوده!
*****************
دو تا قمی با هم عروسی میکنن بچه شون میشه قمقمه!
******************
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت کمک نمیگیری؟
دانش آموز: آخه اون از دست شما دلخوره! چون شما هفتۀ قبل به انشای اون نمره بدی دادید!
****************
یه خره باحسرت به اسب نگاه میکنه، میگه: اى کاش تحصیلاتم رو ادامه می دادم!
**************
یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد میشده، از روبهرو یکی از رقبای سیاسی زخم خوردهاش میرسه… بعد از این که کمی تو چشم هم نگاه میکنن… رقیبه میگه : من هیچ وقت خودم رو کج نمیکنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کند!
چرچیل در حالی که خودش رو کج میکرده،میگه: ولی من این کار رو میکنم!
***************
اولی: آقای دکتر، من فکر میکنم عینک لازم دارم.
دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
*****************
به حیفنون میگن: چرا درس میخونی؟
میگه :درس میخونم تا دکتر بشم، مطب یزنم، پول دربیارم، برم نیسان بخرم، باهاش کار کنم!
******************
میخواستن حیفنون رو اعدام کنن، ازش میپرسن: آخرین حرفت رو بزن.
میگه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه!
**********************
از حیفنون میپرسن: تحصیلاتت چیه؟
میگه: PHD.
میگن: یعنی چی؟
میگه یعنی:
Passed Highschool with Difficulties
********************
فحشهای جدید: از جلوی چشمام خفّه شو، با من گوه نخور، وقتی با من حرف میزنی دهنت رو ببند، ریدم تو اون کلاهی که می خواهی سر من بذاری، خودت گیر عجب آدم خری افتادی، گردن درازی میکنی زبون کلفت؟
**********************
شخصی از خیابون رد میشده، میبینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه میکنه.
جلو میره و میگه :چی شده عزیزم؟
پسر بچه میگه سکه ۲۵ تومانیام را گم کردهام.
مرد میگه این که گریه نداره! بیا این ۲۵ تومانی مال تو!
بچه باز هم به گریهکردن ادامه میده! مرد میپرسه: دیگه چیه؟
بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!
********************
از حیفنون میپرسند: پتروس که بود؟
میگه: یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!
********************
حیفنون به نامزدش میگه: 4شنبه به 4شنبه دیره که همدیگر رو ببینیم، بیا 2شنبه به 2شنبه همدیگر رو ببینیم.
********************
حیفنون از روی جوی آب میپره، ازش فیلم میگیرن. فیلم رو روی دور آهسته میذارن، میافته توی جوی! دور تند میذارن، میخوره به دیوار!
********************
دیوانه اولی: «من خواب دیدم رفتهام مسافرت.»
دیوانه دومی: «من هم خواب دیدم که یک غذای خوشمزه خوردهام.»
دیوانه اولی: «تنهایی؟ پس چرا من را دعوت نکردی؟»
دیوانه دومی: «میخواستم دعوتت کنم، ولی گفتند رفته ای مسافرت.»
*******************
حیفنون می ره امتحان رانندگی، افسر بهش میگه :حرکت کن. حیفنون میزنه دنده عقب!
افسر میپرسه :چرا دنده عقب میری؟
میگه: میخوام خیز بگیرم!
***********************
دعای حیفنون بعد از نماز: خدایا! مواظب خودت باش!
*******************
حیفنون میره ختم، ازش میپرسن: شما؟
میگه: من سایر بستگان هستم!
***************
تو شهر حیفنون اینا(!) کروات مد شه... تا حالا 50 تا تلفات داده!
****************
حیفنون دستش شکسته بوده، میره دکتر، دستشو گچ میگیرن.
حیفنون از دکتر میپرسه: آقای دکتر! بعد از این که گچ دستمو باز کنم آیا می تونم سنتور بزنم؟
دکتر میگه: البته، حتماً.
حیفنون میگه: چه عالی! چون قبلاً نمیتونستم!
**************
از حیفنون میپرسن: شما همیشه لکنت زبان دارین؟
حیفنون میگه: ن ن نه... ف ف ق ق ط و و ق ق قتی حرف میزنم!
*********************
حیفنون سوار موتور بوده، نامزدش رو هم ترک موتور سوار کرده بوده.
دختره میگه: چشمات مال منه، قلبت مال منه، عشقت مال منه...
یه دفعه حیفنون توقُّف میکنه، دختره رو پیاده میکنه، میگه:
اگه بخوای همین جوری پیش بری حتماً میگی این موتور هم مال توئه!
******************
میدونم بیداری و داری ستارهها رو میشماری ولی یکیش کمه... آخه داره اس ام اس میزنه....
منم خوابم نمی بره دارم گوسفندا رو می شمارم اما یکیش کمه... چون داره اس ام اس میخونه!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود