خدا پدر احمدی نژاد را بیامرزد!!
آسیابانی پیر در دهی دور افتاده زندگی میکرد. هرکسی گندمی را نزد او برای آرد کردن میبرد، علاوه بر دستمزد، پیمانهای از آن را برای خود برمیداشت، مردم ده با این که دزدی آشکار وی را میدیدند، چون در آن حوالی آسیاب دیگری نبود چارهای نداشتند و فقط نفرینش میکردند.
پس از چند سال آسیابان مُرد و آسیاب به پسرانش رسید. شبی پیرمرد به خواب پسران آمد و گفت: چاره ای بیندیشید که به سبب دزدی گندمهای مردم از نفرین آنها در عذابم. پسران هر یک راهکار ارائه نمود. پسر کوچکتر پیشنهاد داد زین پس با مردم منصفانه رفتار کرده و تنها دستمزد میگیریم.
پسر بزرگتر گفت: اگر ما چنین کنیم، مردم چون انصاف ما را ببینند پدر را بیشتر لعن کنند که او بیانصاف بود. "بهتر است هرکسی گندم برای آسیاب آورد دو پیمانه از او برداریم. با این کار مردم به پدر درود میفرستند و میگویند، خدا آسیابان پیر را بیامرزد او با انصافتر از پسرانش بود."
چنین کردند و همان شد که پسر بزرگتر گفته بود. مردم پدر ایشان را دعا کرده و پدر از عذاب نجات یافت و این وصیت گهربار نسل به نسل میان نوادگان آسیابان منتقل شد و به نسل مسئولین ما رسید!
اخیرا دیدم خیلی ها میگویند خدا پدر احمدی نژاد را بیامرزد!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود