لطایف لطیفه!!
وقتی می خوای خانمت رو از کاری منع کنی😐
بهش بگو:
برای پوستت خوب نیست😜
در ۹۹ درصد موارد جواب می ده !😁😂
*******************
تو صف نونوایی از دختره پرسیدم چند نفر جلوی شمان
گفت دو تا خواهر بزرگتر از خودم دارم ولی من با ازدواج مشکلی ندارم، ما اصن از این رسما نداریم 😄😂😂😂***************
شوماخر گفته بود دلیل موفقیتش گاز دادن موقع ترمز کردن دیگران بود
یه بار اومدم به حرفش عمل کنم از پشت زدم یه پراید عادی رو هاچ بک کردم...
خب راز موفقیتتو نمیخوای بگی نگو😕🤣
😂*******************
هر اتفاق بدى تو زندگى مامان من بيوفته مقصرش منم،خلافشم ثابت نميشه،
اوندفعه من نبودم خورده بود زمين ميگفت ياد حرف ديشبت افتادم خوردم زمين.😐😂
😂 *******************
چرا هیچکس به قلههای کوچیک نمیگه "قلّک"؟
.... یا مثلاً بهتر نبود بجای تُنب بزرگ و تنب کوچک میگفتیم تنب و تنبک؟ 🤔🤔
یا تُنبان!
😂 ****************
ترجیح میدم تنها باشم و افسوس بخورم تا اینکه افسوس باشم و تنها بخورم
اشتباه شد 😐
صبر کنین 😐
ترجیح میدم تنهایی افسوس بخورم ¡¡
تا اینکه افسوس رو تنهایی بخورم ¡¡
فکر کنم بازم نشد ⊙_⊙
خلاصه یه ترجیحی میدم دیگه
به من اعتماد کنید😁
😂 *******************
معلم زبان سر کلاس از حیف نون میپرسه درخت به اینگلیسی چی میشه؟
میگه : تری
میپرسه : دو تا درخت چی میشه ؟
حیف نون میگه : تری تری
بعد معلم ازش میپرسه پس یه جنگل چی میشه
میگه:تر تر تری تر تری تر تری تر تری تری تری تر تر تری تر 😂😂😂
😂 ********************
مردخسیسی مغازه داشته وقتی میمیره تووصیت نامه اش نوشته من مردم امامغازه بازه
😂 *********************
چندتا دزد ريختن تو خونه تنبله گفتن بی حركت
تنبله گفت : حالا كو حركت 😂
😂 *********************
من هروقت می دوئم که به اتوبوس برسم ولی نمی رسم
همینطور به دویدن ادامه میدم که فکر نکنن ضایع شدم :
یه بار سه ایستگاه دویدم 😂😂
😂 *****************
از حموم اومدم بیرون اومدم برقو خاموش کنم برق گرفتم
واسه مادر بزرگم تعریف کردم
یه دیقه فکر کرده بعد میگه:
برقم برقای قدیم
میگرفت درجا آدمو خشک میکرد
😑****************
😅سه نفر تو بيابون گم شده بودند که حیف نون نقشه رو درآورد..
و بعد از يك ربع بررسي كردن نگاهي به اطرافش انداخت.
و در دوردستها تپه اي رو نشون داد و گفت ما الان اونجاييم... ! 😂
😂 *******************
رئيس: شما به زندگي پس از مرگ اعتقاد داريد؟
كارمند: بله!
رئيس: خوب است. چون وقتي صبح امروز براي شركت در مراسم تشييع جنازه پدربزرگتان اداره را ترك كرديد، او به اينجا آمد و گفت كه مي خواهد شما را ببيند
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود