ایثار با برهنگی!!
حدود هزار سال پیش«لیدی گودایوا»همسر یکی از بزرگان انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویّۀ مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیاتها کاهش پیدا کند.
همسر او که سیاست و تصمیمهای سیاسی خود را بر خواستۀ همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت:
اگر یک روز، برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیاتها را کاهش خواهم داد.
گودایوا اسبش را زین کرد، لباسهایش را بر زمین ریخت، در شهر گفتند:
گودایوا درحمایت از مردم، برهنه در میان شهر میگردد! تمام مردم، مغازهها را بستند و به خانهها رفتند، پردهها را کشیدند و با چشمانی اشکبار منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا باعث شد مالیاتها کاهش یابند. اکنون مجسّمۀ او در«کاونتری»است. اسطورهها، به تنهایی خلق نمیشوند، بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی شکل میگیرند.
نمی دانم اگر "گودایوا" در این نقطه از تاریخ و جغرافیا، برای نجات جان مردم ایران به این بازی تلخ وادار میشد، آیا خیابانها خلوت و پنجرهها بسته میشد یا تصاویر او از طریق شبکههای اجتماعی و موبایلها، از دستی به دست دیگر میگشت! و از این شرایط تلخ هم برای خود طنز میساختیم.
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود