من که نمیخورم،ولی...
یک بچه سر سفره قهر کرد و غذا نخورد. هر کاری کردند،آشتی نکرد. مادر مقداری غذا در بشقابی ریخت و کنار گذاشت. بچه فهمید که غذا را برای او کنار گذاشته. زیرچشمی نگاهی به غذا کرد و دید کم است، گفت:
من که غذا نمیخورم،ولی برای هر کس گذاشتهاید ،این کم است!!
فقط یک درصد مانده!!
یک نفر از یک ساختمان صد طبقه پرت شد. وقتی 99 طبقه را رد کرد،در نزدیکیهای زمین از او پرسیدند: در چه حالی؟!
گفت: تا حالا که 99درصد کار به خیر و خوبی پیش رفته،فقط یک درصد مانده که آن هم چیزی نیست!انشالله بخیر و خوشی میگذرد!!
کجات عیب داره؟!
مریضی میره پیش دکتر و میگوید :
آقای دکتر یه مدّتیه وقتی میگوزم ، نه صدا داره، نه بو !!!مشکل چیه؟
دکتر بهش میگه : بگوز ببینم !
یارو میگوزه !
دکتره با صدای بلند بهش میگه :
یه قطره واسه گوشات نوشتم ، یه قرصم واسه بینیات...
حالام زود برو گمشو بیرون راسوی عوضی !!!
لطفاً در را هم پشت سرت باز بذار!
------------------------------
غضنفر با نارنجك بازي ميكرده،
بهش ميگن، نكن ميتركه..
ميگه:بتركه،بازم دارم :|
.
______
غضنفر را میبینن که ﺷﺒﻮﻧﻪ میرﻓﺖ بهزيستی.
ﮐﻮﻟﺮ ﺑﭽﻪ ﯾﺘﯿﻤﺎ ﺭﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ میکرﺩ.ازش میپرسن چرا این کارو میکنی .میگه: ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﻓﮏ ﻧﮑﻨﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﻧﺪﺍﺭﻥ😳
______
غضنفر داشت پولكى ميخورد و ميخنديد...!
بهش ميگن :چرا ميخندى؟!
ميگه والّا من هر حرفى بزنم شما ميگين غضنفرم،
ولى به خدا اين چيپسها شيرينه...!!!
😂😂😂😂
______
غضنفر رفته بود مجلس ختم، بشقابش پر گوشت بود!
به بغل دستیش میگه:
عباسقلی؛ ختم به این میگنا ،
ریدم تو ختم بابات !!
😂😂😂😂
______
دزده میره بانک بزنه...,
وارد بانک که میشه داد میزنه !!!!!
همه بخوابن.,
یه دفعه غضنفر میگه..... فقط منو ساعت سه بیدار کن قرصامو بخورم...
😂😂😂😂
______
غضنفر داشت گريه ميکرد.
ميگن :چته؟
ميگه: پشيمونم کاش به حرفاى پدرم گوش کرده بودم !!!
ميگن: مگه چى ميگفت؟.
ميگه: نميدونم ، گوش نميکردم که !!
😂😂😂😂
______
مبازره بين سگها بود ، غضنفر هم سگشو مياره ، سگ غضنفر تمام سگها رو ميخوره !
ازش ميپرسن :سگت از چه نژاديه؟
ميگه : سگ ني ! شيره ، سرشه با ماشين 4 زدم.
😂😂😂😂
______
غضنفر از شیر آب جلو یک مغازه وضو میگیره!!!
صاحب مغازه میگه:
من که راضی نیستم !!!!!
غضنفر بلافاصله میگوزه.
میگه:
بیا باطلش کردم. راحت شدی بدبخت گدا!!!!
😂😂😂😂
______
غضنفر تو محرم سیگار میکشید و مشروب میخورد.
بهش میگن: نخور گناه داره.
میگه: من عین شما نمیتونم بی خیال باشم ... اعصابم از دست یزید داغونه ..
😂😂😂😂
______
غضنفر تو كانادا کنار ساحل شلوارشو گم میکنه. از یه کانادایی میپرسه :
شلوار منو ندیدی ؟ کانادایه میگه : No,No
غضنفر میگه : نو نو هم نبيد. خشتکش يه كم پاره بيد.
😂😂😂😂
______
سه نفر ميرسن ايستگاه قطار،اما قطار حركت كرده بوده .دنبالش ميدوند. دوتاشون سوار ميشن .سومي نميتونه سوار بشه ولي از خنده غش ميكنه. ميگن :چرا ميخندي ؟
ميگه: اوناكه سوار شدن اومده بودن بدرقۀ من !
😂😂😂😂
______
به غضنفر میگن: متولد کجایی؟
میگه: U.S.A.
میگن: آمریکا؟
میگه: نه،یونجه زارهای سرسبز الیگودرز.
😂😂😂😂
______
شب اول قبر به غضنفر ميگن: امام اولت كيه؟!
ميگه: امام خمينى!!
ميگن: ببريدش جهنّم.
غضنفر ميگه: نه، امام علی!! به قرآن فكر كردم از كميته امداد اومدین!
😂😂😂😂
______
غضنفر میره مهمونی .شلوار صاحب خونه رو می پوشه، قدم اول برمیداره میگوزه حول ميشه!
میگه: این شلوار مال کیه؟؟؟؟؟؟؟ يه دونه گوز توش بودااا!!!
😂😂😂😂
______
.حاجی توی مسجد دنبال جا میگشته مهرشو بذاره زمین نماز بخونه...
غضنفر کنارش بوده میگه؛
بذارش زمین دیگه عن آقا انگار می خواد پنالتی بزنه...!!!
😂😂😂😂
______
غضنفر تو جبهه جنازه خاک میکرده.
طرف داد میزنه:من زندهام!
لره با بیل میزنه تو سرش میگه:خفه شو! الآن بدنت گرمه، نمیفهمی! تو شهید شدی!!!
😂😂😂😂
______
لره رو ميگيرن ميگن : پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتي امام با سالاد !
ميگه : مگه چيه؟ ؟؟ از شما بهتره که مينويسين خدا با ماست!
😂😂😂😂
______
°به لره ميگن سختترين كار دنيا چيه؟
ميگه: پر كردن نمكدون!
ميگن: چرا ؟
میگه: چون سوراخاش خيلي ريزه!
😂😂😂😂
______
لره دستش میشکنه. موقع گچگرفتن به دکترمیگه:بعد از این که دستم خوب شد میتونم پیانو بزنم؟ دکترمیگه آره،
لره میگه چه جالب قبلا نمیتونستم!!!
😂😂😂😂
______
لره دستشویی بوده برق قطع میشه، شروع میکنه به جیغ و داد زدن،
زنش میگه :نترس برق رفته.
لره میگه :خدا رو شکر! فکر کردم زور که زدم کور شدم!
😂😂😂😂
______
کاروان لرها میره مکه، تو طواف بهشون میگن بگید "لبیک لبیک لا شریک لک لبیک"...
لرها میگن ما شعار خارجی سرمون نمیشه؛ "سقای دشت کربلا ابرفرض ابرفرض..."
😂😂😂😂
_______
داعش لره رو میگیره میگه: اسمت چیه ؟
میگه: یاسین.
میگه: باید سورۀ یاسین رو بخونی بدونیم مسلمان واقعی هستی وگرنه میکشیمت...
لره میگه : غلط کردم اسمم قل هو الله احده
😂😂😂😂
______شاد باشين
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود