شگرد روانشناسانۀ دانشآموزان!
روزی دانشآموزان یک مکتبخانه شگردی اندیشیدند تا از درس آموزگار خلاص شوند و مدرسه را تعطیل کنند.وقتی معلم وارد کلاس شد و برپا و برجا تمام شد، زبلترین شاگرد با اجازه بلند شد و گفت:
آقا، خدا بد نده! رنگتان پریده .
معلم که کمی تندخو بود ،گفت: بشین! حرف نزن .من مشکلی ندارم.
پس از لحظاتی دومین شاگرد بلند شد و گفت: آقا، کمی رنگتان پریده! آیا کسالتی دارید؟
معلم گفت: نه ،بشین!
پس از لحظاتی تا سه، چهار نفر از شاگردان حرفهای شاگردن اول و دوم را تکرار کردند.کمکم معلم باور کرد که کسالتی دارد!ناگهان گفت:
حقیقتاً درست است! من امروز کمی کسالت دارم . من میروم خانه .شما خودتان درس را بخوانید. من نمیتوانم سرکلاس بمانم.
با این ترفند بچهها کلاس و مدرسه را تعطیل کردند!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود