🌷🌷🌷
سرودههای عشقی
🍂 مجتبی کاشانی: 🍂
🍂 در میان این همه، غوغا و شر،
🍂 عشق یعنی، کاهش رنج بشر،
🍂 عشق یعنی، تشنهای خود نیز اگر،
🍂 واگذاری آب را، بر تشنه تر..........
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
💜 مجتبی کاشانی: 💜
💜 عشق یعنی، نان ده و از دین مپرس،
💜 در مقام بخشش، از آیین مپرس،
💜 هر کسی، او را خدایش جان دهد
💜 آدمی باید که او را، نان دهد........
💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜
💚 مجتبی کاشانی: 💚
💚 عشق یعنی، مشکلی، آسان کنی،
💚 دردی، از درماندهای، درمان کنی.......
💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚💚
۰❤️ ❤️❤️❤️❤️ ❤️❤️❤️❤️ ❤️❤️❤️
❤️ مجتبی کاشانی: ❤️
❤️ در جهان، هر کار خوب و ماندنی است،
❤️ ردِّ پای عشق در او دیدنی است.......
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
🦋
خوشتر از دوران عشق ایّام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست
خواب بیهنگامت از ره میبرد
ورنه بانگ صبح بیهنگام نیست
#شیخ_اجل_سعدی
از غزل ۱۶
سرگشته چو پرگار همه عمر دویدیم
آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم
🌹💚
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود