جوکهای چکّی!!
به جعفر میگن بابات چجوری مرد ؟ میگه از پشت بوم افتاد رو کولر با کولر افتاد تو بالکن نرده های بالکن شکست به بعد افتاد روی نورگیر شیشه های نورگیر شکست از اونجا افتاد روی گلدونها ما دیدیم خونرو داره خراب میکنه ! با تیر زدیمش..!
-------------------------
از حیف نون پرسیدن خواهرت ازدواج کرد؟🤔 گفت دوماهه !😍 پرسیدن با کی؟🤔 گفت غریبه نیست دامادمونه
-----------------------
رو مایعظرفشوییا نوشته: "هنگام مصرف از دستکش استفاده کنید" خبر نداره ما باهاش دستامونو میشوریم!
--------------------
ﻣﻴﺪﻭﻧﻴﺪ ﭼﺮﺍ ﻭﺍﮔﻦ ﺍﻭﻝ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﺘﺮﻭ🚆 ﺯﻧﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ؟؟ .. . . . . . ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺼﺎﺩﻑ، ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻴﻤﻪ ﻧﺼﻒ ﺩﻳﻪ ﺭﻭ بده ﺧﺪﺍﯾﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﺪ؟ خيلى نامردن
----------------------
اونی که ساعتو اختراع کرد برای اولین بار از کجا فهمید ساعت چنده..
------------------------
یه جا رفتیم خواستگاری، آخرش پدر دختره از بابام پرسید «خودت حاضری یکی مثل پسرت دامادت بشه» بابام یه نگاهی بهم کرد گفت بعدن مزاحم میشیم:||
-----------------------
عمه نامه -وقتی خیلی خوشحالی، میگن: مگه عروسی عمته؟ -وقتی خیلی ناراحتی، میگن: مگه عمت مرده؟ -وقتی یه چیز بدرد نخور میخری، میگن: بدرد عمت میخوره -وقتی به یکی فحش میدی، میگه: عمممته... -وقتی حرفتو باور نمیکنن، میگن: هااا،جووونِ عمت... (یا در مواردی: هااا، ارواح عمت...) مظلوم تاریخ عمممممه
------------------------
همسايه عوضیمون ساعت دونصف شب با مشت ميکوبه به ديوار حالا خداروشکر من خواب نبودم داشتم '' شیپور '' تمرين ميکردم. ملت دیوونه شدنا !!
----------------------
به خدا سوگنداگر لیوان شیشه ای را در دست راستم بگذارند، و لیوان یکبار مصرف را در دست چپم بگذارند... باز هم در یخچال را بازمی کنم و با پارچ آب میخورم.
---------------------
ﯾﻪ همکلاسی داشتیم اﺳﻤﺶ ﺑﺎﻗﺮ ﺑﺎﻗﺮی ﺑﻮد استاد همیشه اول ﻓﺎمیلو می گفت ﺑﻌﺪ اسمو وﻗﺘﯽ اوﻟﯿﻦ بار ﺻﺪاش ﮐﺮد ﮔﻔﺖ ﺑﺎﻗﺮی ﺑﺎﻗﺮ ﺑﯿﺎد!!! با ﺣﺮﮐﺖ زﯾﮕﺰاﮐﯽ رفت ﭘﺎی ﺗﺨﺘﻪ!! استاد گفت: چته؟ ﭘﺴر: ﺧﻮدﺗﻮن ﮔﻔﺘﯿﻦ ﺑﺎﻗﺮی ﺑﺎ.. ﻗﺮ ﺑﯿﺎد!! ﻫﯿﭽﯽ دﯾﮕﻪ! ﮐﻞ ﮐﻼس ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ!
----------------------
طرف میمیره وقتي داشتن تابوتو میبردن یکیشون پاش پیچ میخوره تابوت میخوره به دیوار و صداي ناله از تابوت مياد، درشو باز میکنن میبینن طرف زندست و ١٠ سال دیگه عمر میکنه وقتي میمیره و داشتن جنازه رو تشییع میکردن زنش داد میزنه چشم کورتونو باز کنین به دیوار نخورین بیشورا
---------------------
ولی واسه زن و شوهرای برزیلی چقدر سخت میشد بخوان با اسم کوچیک همدیگه رو خطاب نکنن مثلا یارو میگه این چِشمای خوشگل مال کیه؟ خانمش بگه مال: خسوز نازاریو ادواردو دوسانتوز ملقب به ریکاردو سالوادوره گالوانیزه
-----------------------
یک خارجی: خوب شد ۶ ماه پیش فلان کالا رو نخریدم. الان میتونم مدل جدیدشو با قیمت تقریبا مشابه بخرم. یک ایرانی: کاش شش ماه پیش فلان چیز رو میخریدم. الان مجبورم دو مدل پایین تر رو با قیمت سه برابر بخرم!
-----------------------
به نامزدم رانندگی یاد میدادم گفتم همزمان که آروم پاتو از کلاج برمیداری یه گازم بده خاموش نکنی، پاشو آروم از کلاج برداشت صورتشو آورد جلو که گاز بگیره منو پیاده شدم فقط فرار کردم
--------------------------
قیمت ها یهطوری شده که اگه در ماست رو لیس نزنی ،؛ ۱۰ هزار تومن از دستت رفته
-----------------------
رفتم تو مغازه گفتم آقا زعفرون دارید؟ گفت نه ضعفبازو دارم.
-------------------------
ﺍﺯ ﻗﻠﺒﻢ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ : ﭼﻪ ﮐﻨﻢ ﻭﻗﺘﻰ ﺩﻟﻢ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻭ ﺟﻔﺎﯼ ﯾﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ؟🤔 ﮔﻔﺖ:ﺑﺒﯿﻦ ﮐﺎﺭﻣﻦ ﺧﻮﻥ ﺭﺳﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﺑﺪﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﺮﺕ ﭘﺮﺕ ﻧﭙﺮﺱ ﺯﯾﺎﺩ چرت و پرت بگی وایمیستم که کلا خفه خون بگیری
----------------------
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود