شنبه چهارم اسفند ۱۴۰۳ - 11:3 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
این هم پُزِ عربشدن من!
من مدّتی بود در کلاسهای عربی میکوشیدم زبان عربی فراگیرم. روزی در خیابان در پشت یک وانت دیدم این جمله را نوشته بود: «وانت تلفنی حبیبی». من ضمن نشان دادن این جمله به نامزدم، با کلّی پُزدادن به او گفتم:
آیا میخواهی این جملۀ عربی را بخوانم و برایت معنی کنم؟
من این طور خواندم: «وَ اَنتَ تَلفَنی حَبیبی» و معنی کردم: «و تو تلفن بزن به من عشق من!»
نامزدم در حالی که رودهبُر خنده شده بود،گفت: بیسواد این که نوشته :«وانت تلفنی حبیبی»؟!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود