ماجرای شنیدنی مگسخان و حافظ
#حکایت
آوردهاند که بعد ازسقوط شاه سلطان حسین صفوی ، و غلبۀ افغانها بر ایران ، محمود افغان یکی از اقوام خود را که (مگسخان) نام داشت فرماندار شیراز کرد.
وی پس از چند روزی که در شیراز بود ، روزی کنار قبر حافظ رفت و بر اثر تعصُّبات غلطی که داشت تصمیم گرفت قبر لِسانالغیب حافظ را تخریب کند. هر چه اطرافیانش او را نصیحت کردند که از این تصمیم بگذرد گوش نکرد. سر انجام قرار بر این شد که از دیوان حافظ ، در این مورد فالی بگیرند. وقتی که دیوان را باز کردند، این شعر در آغاز صفحه آمد :
ای #مگس ! عرصۀ سیمرغ نه جولانگه توست
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری
مگسخان ، با خواندن این شعر ، سخت تحت تاثیر قرار گرفت، و از روح حافظ طلب عفو و بخشش کرد .
منبع: امثال و حکم تاریخی- رحیم اکبری
@riranmaneshpeyk
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود