جمعه بیست و نهم فروردین ۱۴۰۴ - 9:12 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
تنها کاری که پسر زندانی توانست برای پدرش انجام دهد!
روزی پیرمردی نامهای به پسرش که در زندان بود، نوشت:
پسرم ،امسال نمیتوانم زمین را شخم بزنم، چون تو نیستی و من هم توانش را ندارم.
پسر در جواب نامه پدر نوشت:
پدر، حتّی فکر شخمزدن زمین را هم نکن، چون من پولهایی را که دزدیدهام ، آنجا دفن کردهام.
پلیسها که نامۀ پسر را خوانده بودند، تمام زمین را کندند اما چیزی پیدا نکردند.
پسر نامۀ دیگری برای پدرش نوشت و گفت:
پدرجان، این تنها کاری بود که توانستم برایت انجام دهم، زمینات آماده است .
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود