اندازۀ شخص یا شخصیّت؟
روزی لئونید برژنف نخستوزير وقت شوروی از خيّاط مخصوصش در مسکو خواست تا از پارچهای كه آورده يک دست كت و شلوار برای او بدوزد، ولی خيّاط بعد از اندازهگيری پارچه گفت که اندازۀ آن برای کتوشلوار جناب برژنف كافی نيست .
برژنف پارچه را گرفت و در سفری كه به بلگراد داشت، به صورت اتّفاقی از يک خيّاط يوگوسلاو خواست تا برایش يک دست كت و شلوار بدوزد . خيّاط بعد از اندازهگيری گفت كه مقدار پارچه زیاد است و ميتواند حتّی يک جليقۀ اضافی نيز از آن دربیاورد !!
برژنف با تعجّب از مشاور خود پرسيد: پس چرا آن خيّاط روس نتوانست این كتوشلوار را بدوزد ؟؟ او پاسخ داد : قربان خیّاط گناهی ندارد، چون مردم در مسکو شما را بزرگتر از آن چه كه واقعاً هستيد، تصوُّر ميكنند!
حالا حکایت ماست، !!! بدبختی ما ملّت ایران این است که خیلی ها را خیلی بزرگتر از خودشان میبینیم.!!!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود