دوشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ - 17:28 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
عمربنعبدالعزيز و سالم سديدي
آوردهاندكه چون عمربنعبدالعزيز بر تخت نشست، نزد سالم سديدي كه زاهدترين روزگار آن عصر بود و در ميان ايشان دوستي سابق بوده رفت و گفت:
از اين امارت تو را شادي آيد يا غم؟
گفت :به جهت مردمان شادي و به جهت من، غم.
گفت :يا شيخ، مرا در اين امارت پندي ده.
گفت: دراز يا كوتاه؟
گفت: كوتاه و اندكلفظ و بسيار معني.
گفت :ازعمركوتاه توشه راه بردار كه راه دور و دراز در پيش است.
بازگفت: از اين بهتر بگو.
گفت: آدم پدر همه خلق است. به يك خطا از بهشت به درآمد!
وعظ تمام شد!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود