چند جیک و جوک
زنه زنگ زده رادیو میگه :
50ساله با شوهرم ازدواج کردم خیلی بدبینه چیکار کنم؟
مشاور گفت:
یکم دیگه تحمُّل کن
بالاخره یکیتون میمیرید 😂😂
*************************
یارو روی ريل راه آهن ميخوابه. بهش ميگن: چرا اينجا خوابيدی؟
ميگه :ميخوام خود كشی كنم!
ميگن: پس اون نون بربری چيه دستت؟
ميگه: بر فرض قطار نيومد من اينجا از گشنگی بميرم؟ 🤣🤣🤣
****************************
یادمه اولین ساعتی که بابام برام خرید از ترسم جرات نکردم بگم گمش کردم،
اول رفتم تو یه زمین خاکی عین خر غلت زدم، حتّی یه مقدار خاک ریختم سرم، بعد تمام لباسامو پاره کردم،
رفتم خونه گفتم: تو خیابون چهار نفر کتکم زدن و ساعتمو ازم دزدیدن،
ولی بابام باز منو کتک زد ، چون ساعتم جا مونده بود خونه😂
********************
کاش یه روزم بشه که باباها بگن
فرزندم نقدشو بدم
کارتشو بدمم
چکشو بدددم
کدومو بدم
ما هم بگیم همشو بده😂
********************
براي تنگي نفسم رفتم دكتر قلب كه اكو كنم، پيرزن بغل دستي گفت:
_ننه چته؟!
+تنگي نفس دارم!
_خدا به دور، آدم نميدونه ديگه كيو واسه پسرش بگيره، همين تو، ظاهرا خوبيها، ولي درونت مشکل دار:((((((😂
*****************
😅انقد بدم میاد از اینایی ک میگن جنس فیک نخر بیا اصلشو بگیر.
خب عقل کل من خودم عقلم میرسه متاسّفانه پولم نمیرسه😂
يه لحظهاي هم بود تو مدرسه كه وسط درس دادن معلّم، برميگشتم دوستمو نگاه ميكردم و ميگفتم ميفهمي؟
ميگفت: نه!
و من خوشحال به نفهميدنم ادامه ميدادم 😂😂
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود