سه شنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۴ - 6:12 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
حج ما این است ...
🌴گفت : سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پارهدوزی سیصد و پنجاه درم جمع کردم ، امسال قصد حج کردم تا بروم ...
روزی سرپوشیدهای که در خانه است حامله بود، مگر؛ از همسایه بوی طعامی میآمد، مرا گفت : برو و پارهای بیار از آن طعام، من رفتم، به در خانه همسایه آن حال خبر دادم.
همسایه گریستن گرفت و گفت : بدان که سه شبانه روز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند، امروز خری مرده دیدم، بار از وی جدا کردم و طعام ساختم، بر شما حلال نباشد ...
چون این بشنیدم آتش در جان من افتاد، آن سیصد و پنجاه درم برداشتم و بدو دادم، گفتم : نفقه اطفال کن که حج ما این است ...
_عطار_نیشابوری
تذکره الاولیا
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود