طنز تلخ روز !
ا***********
خدایا دیگران را دادهای پول
تنی رنجیده و بیمار، واس ماس
به دست دیگران گلهای رنگی
ولیکن درد و زخم خار، واس ماس
برای دیگران حور بهشتی
خطرهای عذابالنّار، واس ماس
یکی را میدهی طاووس و طوطی
ولی دندان و نیش مار، واس ماس
به روی بام ایشان، باز شاهی
رتیل و گربه بر دیوار، واس ماس
بقیّه غرق شادی و سرورند
ولیکن ماتم بسیار، واس ماس
گروهی مالک آب حیاتند
ولی گنداب آب انبار، واس ماس
گرفتند و نهان کردند و خوردند
تعارف کردن و ایثار، واس ماس
برادرهای مردم جمله شاغل
گروهی لشکرِ بیکار، واس ماس
به آنها بال اندر بال دادی
همیشه بارِ روی بار، واس ماس
دمادم سرخوش و سرگرم سورند
همه بدبختی و ادبار، واس ماس
به آنها امتیازات و هدایا
شکایتنامه و اخطار، واس ماس
به ایشان دوستان خوب دادی
رفیقِ دزد و آدمخوار، واس ماس
نصیب دیگران باران و برف است
ولی گَرد مصیبت بار، واس ماس
شراب و شیر و شربت سهم آنهاست
چرا پس قهوۀ قاجار، واس ماس؟
ظریفانه ظریف آن کار را کرد!
انرژی هستهای این بار، واس ماس؟
ببین تخم طلایش مال آنهاست
از آن «مرغ سحر»، منقار واس ماس
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود