دوشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۴ - 15:20 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
یادمان رفت...
ا***********
سرمشقهای آب بابا يادمان رفت
رسم نوشتن با قلمها يادمان رفت
گل كردن لبخندهای همكلاسی
در يک نگاه ساده حتّی يادمان رفت
ترس از معلّم حلِّ تمرين پای تخته
آن زنگهای بیكلک را يادمان رفت
راه فرار از مشقهای توی خانه
ای وای ننوشتيم آقا، يادمان رفت
آن روزها را آنقدَر شوخی گرفتيم
جدّيت تصميم كبری يادمان رفت
شعرخدای مهربان را حفظ كرديم
يادش بخير امّا خدا را يادمان رفت
در گوشمان خواندند رسم آدميّت
آن حرفها را زود امّا يادمان رفت
فردا چه كاره ميشوی موضوع انشا
ساده نوشتيم آنقَدَر تا يادمان رفت
ديروز تكليف آب بابا بود و خط خورد
تكليف فردا نان و بابا يادمان رفت
«حسین جعفرزاده»
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود