چهارشنبه چهارم تیر ۱۴۰۴ - 15:53 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
هرگز ما را در مسجد دیدهای؟!
🕌
مولانا شرفالدّین دامغانی از کنار مسجدی می گذشت.
خادم مسجد سگی را کتک میزد و در را بسته بود که سگ فرار نکند.
مولانا درِ مسجد را باز کرد و سگ گریخت.
خادم مسجد با مولانا دعوا کرد.
مولانا گفت: ای یار! سگ را ببخش چون عقل ندارد.
از بیعقلی است که به مسجد در آمده وگرنه ما که عقل داریم ، آیا هرگز ما را در مسجد دیدهای؟!
"عبید زاکانی"
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود