جمعه ششم تیر ۱۴۰۴ - 9:45 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
لابد تعداد صلواتها کم بوده!!
سال 1318 از تهران با اتوبوس بهطرف قزوین سفر میکردم.
سر هر پیچ و گردنهای سه تا صلوات میفرستادیم بعد نوبت ِ لعنتچیها میشد
که میگفتند: "بر یزید لعنت!
ما میگفتیم: بیشباد! برشمر لعنت، بیش باد! بر ابنملجم، معاویه، لعنت..."
هر کس عطسه میکرد راننده، اتوبوس را 5 دقیقه کنار میزد میگفت صبر آمده...
به هر امامزاده میرسدیم، همگی فاتحه میخواندیم و پول صدقه به صندوق میانداختیم؛ بعد از 5 ساعت با 264 صلوات لاستیک ماشین ترکید و اتوبوس واژگون شد...
👤 #احمد_کسروی
📚 #کتاب_زندگانی_من
🅱️ @BESTPER ☜
****************
لابد تعداد صلواتها کم بوده!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود