حکمرانی بیسوادها بر باسوادها!!
میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود؛ از خود میپرسید:
چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟
یکی از مشاوران میگوید:
کتابهایشان را بسوزان بزرگان و خردمندانشان را بکش ...
اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران به قول برخی، ارسطو پاسخ میدهد:
نیازی به چنین کاری نیست؛از میان مردم آن سرزمین،آنها را که نمیفهمند و کمسوادند، به کارهای بزرگ بگمار و آنها را که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار ...
بیسوادها و نفهمها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچ گاه توانایی طغیان نخواهند داشت!!
فهمیدهها و باسوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشهای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد!!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود