دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ - 17:26 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
...الاغ دو روز رفته و با دست پر برگشته!
محمود بیضاوی میگوید که با پدر خداحافظی گرمی کردم و برای کار به دیار غربت رفتم و قرار شد بعد از دو سال برگردم.
کمکم به وقت بازگشتم نزدیک میشد که یکی از دوستانم خبری از پدر و مادر برایم آورد که چند روز پیش دزدی الاغ پدرم را دزدیده و پدر نگران حال الاغ بوده!
از قضا دزد برای خرید میوه و سبزیجات به بازار رفته و بار سنگینی بر روی الاغ میگذارد و خودش در شلوغی بازار مشغول بقیّۀ خرید میشود.
اما خر که راه منزل پدر را میدانسته به جلوی درب منزل آمده و با مشکل وارد خانه میشود.
پدرم نیز مادرم را صدا میزند که بیا و ببین پسرت دو ساله رفته چیزی برای ما نفرستاده ، امّا الاغ دو روز رفته و با دست پر برگشته!
*اولاد بزرگ کن....یاحق😂😂😂😂*
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود