🥀 @Dr_Shareiaty
#طنز تلخ نسخۀ جدید موسی و شبان
"دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله»
تو کجایی تا بپیچم گوش تو
جِر دهم آن قیمتی تنپوش تو
روی بنزت خط کشم با خنجرم
بر در کاخت بکوبم با خرم
من نمیدانم چرا با ما لجی!
تا به کی آخر دورویی و کجی؟!
خشکسالی، زلزله، گرد و غبار،
این هم از وضع دلار و روزگار
نامسلمان! این چه وضع زندگی ست؟!
غیر تو مسئول این اوضاع کیست؟!
گفت موسی: وای استغفار کن
توبه از رفتار و این گفتار کن
کفر هم اندازهای دارد؛ خلی؟!
کلّهات پوک است، قطعاً منگلی؛
شد شبان ناراحت و فریاد زد
در بیابان هی دوید و داد زد
«وحی آمد سوی موسی از خدا
بندۀ ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی»
این شبان بینوا ایرانی است
کشورش در معرض ویرانی است
میرسد از هر طرف بحران و غم
من خودم هم توی کارش ماندهام
تا ببینم که چه پیش آید؛ برو
در بیاور از دلش، موسی! بدو!
«چون که موسی این خطاب از حق شنید
در بیابان در پی چوپان دوید
عاقبت دریافت او را و بدید
گفت مژده ده که دستوری رسید»
چون که در ایران به دنیا آمدی
بیمجازات است هر حرفی زدی
«هیچ آدابی و ترتیبی مجوی
هر چه میخواهد دل تنگت بگوی»
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود