معنای عشق در نگاه اوشو
عشق با عاشقِ دیگری شدن پدید نمیآید
بلکه با رفتن به درون به وجود میآید.
وقتی وجود انسان در سکوت است، او در عشق است.
بودا عشق است
مسیح عشق است
کریشنا عشق است
نه که با شخص خاصّی در عشق باشند
بلکه صرفاً خودشان عشق هستند.
آب و هوایشان عشق است،
به شخص خاصّی معطوف و وابسته نیستند.
عشق آنها در تمام جهت جاری است،
هر کسی که به آنها نزدیک شود آن را حس خواهد کرد و عشق بر او خواهد بارید.
این عشق بیقید و شرط است،اما و اگر ندارد.
نمیگوید این را برآورده کن تا عاشقت شوم. نمیگوید آن جور که من میخواهم باش تا عاشقت شوم.
عشق واقعی مانند نفس کشیدن است.
تو فقط نزد دیگران نفس نمیکشی.
در تنهاییات هم نفس میکشی.
عشق حقیقی این گونه است.
گناهکار یا قدّیس، هر کس نزدت بیاید ارتعاش عشق را احساس میکند و از آن لذّت میبرد.
عشق بخششی بیقید و شرط است، اما فقط کسانی که آن را داشته باشند میتوانند بدهند.
یکی از عجیبترین چیزها در مورد انسان این است که میخواهد چیزی را بدهد که ندارد؛
عشقی که نداری را میخواهی بدهی و از کسانی که عشق ندارند هم درخواست عشق میکنی.
چه مضحک! گدایان از گدایان گدایی میکنند!
اوشو
❤️ @eshghonava
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود