♦️ایران، گرگ قبرستان میخواهد!
رضاشاه سفری یک ماهه داشت به ترکیه. یکی از همراهان خاطره جالبی دارد:
روزی در میان گفتگوها، یک مرتبه آتاتورک یکی از روزنامههای محلّی را در دست میگیرد که راجع به اختلاس یکی از کارمندانِ یکی از وزارتخانهها نوشته بود. آتاتورک آن روزنامه را به «عصمت اینونو» نخست وزیر ترکیه نشان داده و دستور رسیدگی میدهد. رضاشاه با تعجُّب میپرسد چرا به روزنامهنگاران اجازه میدهد چنین مطالبی را نوشته و مامورین دولت را زیر سوال ببرند؟ من در ایران به هیچیک از جراید اجازه نمیدهم که کوچکترین انتقادی از رفتار مامورین دولت بکنند!
آتاتورک در جواب داستان جالبی نقل میکند:
روزی یک خانم ثروتمند و زیبا به یکی از رمّالها مراجعه میکند و میگوید که شوهرم مرا خیلی دوست دارد امّا من او را دوست ندارم و میخواهم طلاقم بدهد! رمّال که نمیخواسته چنین مشتری پولداری را زود از دست بدهد روی کاغذ، چیزی نوشته و به خانم میدهد تا در یکی از شبهای تاریک، کاغذ را در قبرستانی دفن کند امّا در زمان دفنکردن، نباید اصلاً به «گرگ» فکر کند، چرا که در این صورت، نوشته تاثیری نخواهد داشت. خانم، کاغذ را مدام به قبرستان میبرده امّا بلافاصله به یاد گرگ میافتاده و نمیتوانسته کاغذ را دفن کند و ناچار برمیگشته.
آتاتورک در ادامه میگوید: روزنامهنگاران به منزلۀ آن گرگاند که به محض این که مقامی بخواهد اختلاس کند و رشوهای بگیرد، بلافاصله آن گرگ یعنی (افشاگری روزنامهها) در خیالش مجسّم خواهد شد و دست از پا خطا نخواهد کرد! بدون وجود روزنامههای آزاد، حتّی اگر بر هر مقام دولتی یک مامور مخفی هم گذاشته شود، باز هم قادر به کنترل فساد نخواهد بود، چرا که ممکن است آن مامور مخفی با آن مقام ساخت و پاخت کرده باهم بخورند!
(برگرفته از نوشته علی مرادی مراغهای بر اساس کتاب روزها از پی سالها).
🔹تحلیل و تجویز راهبردی:
اگر خواهان جامعهای به دور از ويژهخواری، رانتخواری، امضاهای طلایی، آقازادگی و خویشاوندسالاری هستیم به این چهار نکته توجّه کنیم:
1- از گرگها حمایت کنیم! انگلیسیها میگویند: «دولت انگلیس در هر کشور دو سفیر دارد، یکی سفیر حکومت و یکی خبرنگار گاردین و چه بسا در بسیاری موارد نظر خبرنگار گاردین بر نظر سفیر ترجیح داده میشود.» این جمله انگلیسیها به این خاطر است که آن ها عمیقاً باور دارند مطبوعات کتاب مقدّس دموکراسی است.
2- گرگ بیدندان نباشیم: اگر رسانهها به میزان 100% آزاد باشند، امّا چرخش آزاد اطّلاعات رخ ندهد آن گرگ بدون دندان خواهد بود و بیخاصیت. بر همۀ ماست که خواهان اجرای کامل قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطّلاعات باشیم. برای آن که به قدرت انتشار اطّلاعات پی ببرید کافی است به این فکر کنید که اگر لیست کسانی که در طول سالهای اخیر ارزهای دولتی، پستهای دولتی، وامهای دولتی و امتیازات دولتی (که همهشان شیرین هستند) میگرفتند منتشر میشد کار ما به اینجا نمیکشید.
3- آزادنگار باشیم. همه ما نمیتوانیم روزنامهنگار باشیم، امّا همۀ ما میتوانیم یک آزادنگار باشیم. اطّلاعات خود را به بهترین فرد/نهاد/سامانهای که میدانیم منتقل کنیم. آمارهای جهانی نشان میدهد ۴۳% از مفاسد مالی به وسیلۀ گزارشهای مردمی و ۲۵% از سوی کارمندان گزارش میشود. دیر یا زود قانون حمایت از افشاگران (آزادنگاران) تصویب خواهد شد. همۀ ما میتوانیم یک کنشگر توسعه، یک مبارز راه روشنایی باشیم.
4- حریم ممنوعه نداریم!! در جامعۀ ما هیچ کس و هیچ نهادی عاری از خطا و اشتباه نیست. حتّی نهاد مذهب. بگذارید مثالی بزنم. در سال 2001، تیم افشاگری با نام «Spotlight» در روزنامه بوستون گلوب آمریکا تشکیل شد با تمرکز بر سوء استفادههای جنسی کلیسا. آن تحقیقات به سونامی عظیم افشاگری علیه رسوایی جنسی در کلیساهای کاتولیک جهان انجامید. «اسپات لایت» نشان داد که نه تنها کلیسای کاتولیک، این فساد درون سیستم خود را پنهان کرده بلکه برخی مقامات بانفوذ نیز در این لاپوشانی نقش داشتهاند. کلیسای کاتولیک در آمریکا در 10 سال اخیر مجبور به پرداخت بیش از 3 میلیارد دلار برای درمان و هزینههای قضایی شده است. همین تلاش ها باعث شد از سال 2004 تا 2013 میلادی مجموعاً 900 کشیش به اتّهام کودکآزاری خلع لباس و از کلیسا اخراج شدند. انسانهای عادی در هر لباس و مقامی، مانند ما در معرض خطا و اشتباه هستند. ما حریم ممنوعه نداریم!
توسعه با فساد به دست نمیآید. فساد نیز خود به خود رفع نمیشود. همه باید کمک کنیم با آزادسازی حریمهای ممنوعه، گردش آزاد اطّلاعات و آزادنگاری، گرگها خواب را از چشم کفتارها بگیرند. توسعه پشت دیوارهای فساد است. / مجتبی لشکربلوکی
🔍آگاه باشیم
@newsist
🆔 @sayehsokhan
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود