جوکهای ارسالی محمدمهدی
پدرم موقع مناظره گفت:
اگه کنترل مملکت دست من بود ایران رو گلستان میکردم..
منم گفتم:
والله یه کنترل کولر دستته اینجارو جهنّم کردی!
بقیشو دیگه خوردم به دیوار نتونستم بگم!
🤕😞😁😂😷😷😷
امّا خدا به هیچکس مثل اصحاب کهف حال نداد..
ساعت 5 بعد از ظهر ایمان آوردند، تا 9 رسیدند توی غار گرفتند خوابیدند، 300 سال بعد پاشدند یه صبحونه سبک خوردنر و مُردند و رفتند بهشت...
🥴🥴🥴😷😷😷😷
ﺧﺪﺍﯾﺎ ...
ما رو ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﺪﺭﺳﻪ میخواندیم ببخش ...
چون هم وضو نداشتیم ...
هم اجباری بود ...
هم الکی پیس پیس میکردیم!
😂😂😂😂😂
مامانم رفته واسه تولّد بابام یه ظرف پیرکس خریده!
انصافأ بابام کلی تشکُّر کرد...
حالا دیشب تولّد مامانم بود،
بابام هم رفته چهارحلقه لاستیک خریده !
حالا نمیدونم مامانم چرا قهر کرده!
شاید از رنگ لاستیکا خوشش نیومده!
😂😂😷😷😷😷😷
خدایا...
ميشه اين آقای شيطان رو ببخشي و باهاش آشتی كنی كه دست از سر ما ورداره؟
تو که همه رو میبخشی ..اینم اشتباه کرد به ما سجده نکرد ..ما بخشیدیم تو هم ببخش... داره اذیّت میکنه ... پیشنهادهای خوب خوب میده ...نمیشه رد کرد!
😑😂😂😷😷😷😷
صبح اومدم دو کلمه درس بخونم.. تا الان خواب بودم...
میترسم دو ورق دیگه بخونم برم تو کما :))
😂😅😷😷😷😷
یارو اومده: میگه کارمو راه بنداز، ایشالّا گذرت پیش ما افتاد جبران میکنم!
گفتم :کارت چیه؟
میگه: مرده شورم!
میخوام صد سال سیاه جبران نکنی!
😝😂😷😷😷😷😷
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮ ﻗﺒﺮ یکی از بستگان،
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ کنار ﻗﺒﺮ بغلی ﻧﺸﺴﺖ، ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ:
ﻓﻮﺕ ﻛﺮﺩﻥ؟!
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ شبا میاد اینجا میخوابه، اومدم بیدارش کنم بریم خونه!
😅😅😅😅😷😘😘
اینو فرستادم بخونید و خنده ای زیبا بیاد رو لبتون، خستگیاتون کمتر بشه🌹عاقبتتان بخیر🌹😂😂😂😂😂
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود