سه شنبه ششم آبان ۱۴۰۴ - 17:22 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر -
...هر چند چهارمی را نیز ادّعا میکردی!
گویند مهدی خلیفۀ عبّاسی در شکار از لشکر جدا ماند. شب به خانۀ اعرابی رسید.طعام ماحضری و کوزهای شراب پیش آوردند.چون کاسهای بخوردند،مهدی گفت:
من یکی خواصّ مهدیام. کاسۀ دوم بخوردند.
گفت: من یکی از امرای مهدیام. کاسۀ سوم بخوردند.
گفت: من مهدیام.
اعرابی کوزه را برداشت و گفت:
کاسۀ اول خوردی،دعوی خدمتکاری کردی. دوم دعوی امارت کردی.سوم دعوی خلافت کردی. اگر کاسهای دیگر خوردی،هر آینه دعوی خدایی کنی!
روز دیگر چون لشکر بر او جمع شدند،اعرابی از ترس گریخت. مهدی فرمود حاضرش کردند.زری چندش بداد.
اعرابی گفت:شهادت میدهم که تو راستگویی،هر چند چهارمی را نیز ادّعا میکردی!
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود