🍀 تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
بهار 1358 در اوایل پیروزی انقلاب، شیخ صادق خلخالی حکم اعدام دکتر شیخ الاسلام زاده وزیر بهداشت رژیم شاه را صادر کرد.
دکتر شجاعالدّین شیخ الاسلام زاده متولّد تبریز و متخصّص ارتوپدی از آمریکا. بود. بعد از باز گشت به ایران، به خاطر خدمات شایسته به نظام بهداشت کشور به وزارت منصوب گردید. وی پایهگذار پروتز اندامی، الزام تمام بیمارستانها به دایر کردن بخش اورژانس، بیمۀ تامین اجتماعی با تعرفۀ 90 درصد تخفیف، واگذاری آمبولانسهای مجهّز به واحدهای درمانی شهرها و حتّی دهستانها از ابتکارات وی در زمان تصدّیگری وزارت بهداشت است.
روزی نگهبان زندان اوین خبردار میشود که نامزدش در دهات حوالی تبریز دچار سانحه شده امّا به لطف آمبولانس مجهّز از مرگ حتمی نجات یافته است. وی متوجّه میشود که به نوعی مدیون زندانی محکوم به اعدام یعنی دکتر شیخ الاسلامزاده است. اتّفاقاً این زندانبان در جلسهای خصوصی شنیده بود که تا سه روز دیگر خلخالی عزل خواهد شد و محمّدی گیلانی به جای وی خواهد آمد. پس به دکتر میفهماند که تقاضای تجدید نظر کند.
خلاصه تقاضای دکتر توسّط گیلانی قبول میشود و حکم اعدام به زندان ابد تبدیل میشود.
دکتر مسئول بهداری زندان اوین شده و آنجا را به مجهّزترین مرکز ارتوپدی ایران تبدیل میکند. روزی گیلانی و همسر و پسرش تصادف میکنند، پسر در دم میمیرد اما گیلانی و همسرش توسّط جرّاح معروف زندان اوین نجات پیدا میکنند.
این بار گیلانی دستور عفو دکتر شیخ الاسلام را از امام خمینی میگیرد. دکتر آزاد میشود و منشا خدمات دیگر همچون نمایندگی بیمارستانهای خصوصی، تعیین تعرفۀ پزشکی میشود و لقب پدر ارتوپدی ایران را میگیرد.
طنز تلخ آنجاست که دکتر قاضیزاده هاشمی وزیر بهداشت فعلی، چشمان دکتر شیخ الاسلامزاده را عمل میکند با فاصله چهل سال تقدّم خدمت وزارت بهداشت.
سر انجام در سال 1393 دکتر شیخ الاسلامزاده در سنّ 83 سالگی دار فانی را وداع میگوید.
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندست غنیمت شمرند
گل بیخار میسّر نشود در بستان
گل بیخار جهان مردم نیکو سیَرند
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود